close
تبلیغات در اینترنت
جن در قرآن و سنت

مشخصات کتاب
جن در قرآن و سنت
نوشته:
 حسين تاجی گله داری

برای دانلود نسخه pdf کتاب اینجا کلیک کنید.

 

مقدمه
الحمد لله والصلاة والسلام علي رسول الله وعلي آله وصحبه أجمعين.
خداوند در این جهان پهناور بنابر حکمت خویش موجودات زیادی آفریده است، و هر کدام را برای هدفی خلق کرده است بسیاری از این موجودات با چشم دیده می‌شوند و بسیاری هم قابل رؤیت نیستند، یکی از این موجودات که قابل رؤیت نیستند، جنها هستند که خداوند آنها را مثل انسانها برای عبادت آفریده است. وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإنْسَ إِلا لِيَعْبُدُونِ (٥٦) [الذاریات: ۵۶]. آنها موجودات غیبی هستند که قرآن و سنت از آنها صحبت نموده و ایمان آوردن به آنها لازم و ضروری است بطوریکه علمای اسلام اتفاق نظر دارند که هر کس وجود جن را انکار نماید از دایره اسلام خارج می‌شود، زیرا وی در حقیقت قرآن کریم و سنت رسول الله ج را انکار و تکذیب نموده است.
البته مردم تصورات مختلف و گوناگونی در باره جن دارند، که تصور آنها بستگی به میزان علم و آگاهی آنها دارد. 


در جامعه کنونی ما در اثر غفلت از ذکر خدا، و عدم پرهیز از محرمات، و سست شدن پایه‌های اعتقادی، شیطان بر آنان را دچار سر در گمی نموده و از صراط مستقیم منحرف نموده است. زیرا هر چه انسان از خدا دور شود شیطان به وی بیشتر نزدیک می‌شود.
مسئله جن زدگی و راههای علاج آن یکی از مسائل است که این روزها اذهان بسیاری از مسلمانان را بخود مشغول ساخته است، برخی با رفتن به نزد جادو گران و از راه سحر و جادو و طلسمهای شیطانی و برخی دیگر با تو سل به راههای مختلف دیگر، خواهان علاج و شفا از این بیماری هستند، و اگر آنها را از این کارها منع کنیم خواهند گفت: پس راه شرعی آن، در پرتو قرآن و سنت چیست؟
یکی از دوستان از اینجانب خواستند که در زمینه وجود جن و جن زدگی و راه علاج شرعی آن مطالبی بزبان فارسی جمع‌آوری نمایم تا پاسخگوی این عده عزیزان با شد.
بنده با وجود اینکه از نوشتن چنین بحث و وضوعی قاصر و ناتوان بود ولی با استعانت از خداوند تقاضای آن دوست عزیز را لبیک گفتم، و کتاب حاضر را به رشته تحریر در آوردم و همچنین به فرمان رسول الله
ج جامعه عمل پوشیده باشم، که می‌فرماید: «کسی که می‌تواند به برادرش نفع و فایده ای برساند، دریغ ننماید».
و امیدوارم که این کتاب راهنمایی باشد برای برادران مسلمانم و وسیله نجات ما در روز قیامت باشد، آن روزی که مال و دارایی بکار نیاید.
در پایان از خداوند بزرگ مسئلت دارم که همگی ما را از شر شیطان انس و جن محفوظ بدارد.
التماس دعای خیر
حسین تاجی گله داری
۲۰ رجب ۱۴۲۱ هجری
آبان ۱۳٧٩ شمسي
توکل بر خدا واجب است
توکل بر خداوند بزرگ امری است مطلوب و محبوب و خداوند به آن امر نموده و مردم را بسوی آن رغبت داده و متوکلین را ستوده است.
فرموده:
وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (٢٣) [المائدة: ۲۳].
«و اگر مؤمن هستید بر خدا توکل کنید».
حال اگر ما مؤمن حقیقی هستیم، باید که بر پرور دگارمان توکل کنیم.
وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ  [الطلاق: ۳].
«وهر کس بر خدا توکل کند، خدا او را کافی است».

رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ  [الممتحنة: ۴].
«پروردگارا! ما بر تو توکل کردیم و به سوی تو باز گشتیم و بازگشت به سوی تو است».

وَتَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لَا يَمُوتُ [الفرقان: ۵۸].
«وتوکل کن بر آن زنده‌ای که هرگز نمی‌میرد».
همانا توکل صادق و حقیقی بر خداوند، تعلق قلب به الله واحد، لذت و شیرینی دارد که شخص مؤمن آن را در قلب خود می‌یابد، و اگر کوههای دنیا بر پشتش گذاشته شود و مصیبتها به وی هجوم آورد، و بیماریها بر او چیره شود هرگز لبخند رضایت و قبول از وی دور نمی‌شود.

حضرت عبدالله بن عباس
ب می‌فرماید: «حسبنا الله ونعم الوکيل» کلمه‌ای است که حضرت ابراهیم ÷ هنگامیکه در آتش انداخته شد فرمود، و محمد ج فرمود: هنگامیکه گفته شد: إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ [آل‌عمران: ۱٧۳]. «همانا مردم برای مقابله با شما نیرو جمع آوری کرده‌اند پس از آنها بترسید، آنان ایمانشان فزونی یافت وگفتند: حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ یعنی: خدا ما را بس است و چه نیک کارسازى است».
ابراهیم خلیل الله، بت شکن زمان، پدر پیامبران
به ما چگونگی توکل بر خدا را می‌آموزد، ابراهیم در محیط و سرزمین کفر زندگی می‌کرد، و پدرش مشرک بود و بت می‌فروخت، ولی ابراهیم از آغاز کودکی توحید و یکتاپرستی در قلبش جای گرفته بود و به شرک و اعمال مشرکین راضی نبود، می‌بینیم که او تبر را بر دوش می‌گیرد و روانه بتکده می‌شود و با دست مبارکش بتها را ریزه ریزه می‌کند و تبر را بر دوش بت بزرگ گذاشته و از بتخانه بیرون می‌شود... پس سزایش چنین بود که او را زندانی کردند و گودالی عمیق کندند و هیزم زیادی جمع آوری نمودند، حتی پیرزنان و کودکان زیادی در جمع آوری هیزم شرکت ?ردند، آنگاه آتش افروخته شد سپس ابراهیم (ع) را در منجنیق گذاشتند و درون آن آتش انداختند، او قلبش وابسته به خدا بود و توکلش بر او بود و گفت: (حسبي الله).
پس در آن وقت دشوار و سخت پرور دگارش به فریادش میرسد و ندای الهی می‌آید: ‏
قُلْنَا يَا نَارُ كُونِي بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَى إِبْرَاهِيمَ‏ [الأنبیاء: ۶٩]. «گفتیم: اى آتش، بر ابراهیم سرد و سلامت شو».
آنگاه آن آتش شعله ور به باغی سرسبز مبدل می‌گردد وآتش به وی ضرری نمی‌رساند، مشرکین در اطراف آتش جمع شده بودند و منتظر نتیجه بودند، پس ابراهیم
÷ صحیح و سلامت از آتش بیرون می‌آید.
بر آن مردم مؤمن راستگو
چو اینگونه گفتند قومی راستگو
شما را کشاندند در تنگنا
بباید بترسید از آن وغا
نه تنها نترسند آن قوم راد
جکه ایمانشان هم بگردد زیاد
جبگفتند ما راست کافی خدا
نگهبان نیکی است آن کبریا
و معنای توکل این نیست که انسان اسباب را رها کند، بطور مثال معقول نیست که یک انسانی در خانه‌اش و بر رختخوابش بنشیند، و منتظر رزق و روزی باشد که در منزلش وارد شود. در روایات آمده است که روزی عمربن الخطاب
س عده‌ای از جوانان عبادتگزار را دید که در مسجد نشسته‌اند پس از آنان پرسید: از کجا می‌خورید؟
آنان گفتند: مردم به ما غذا می‌دهند.
او آنان را با دره زد وبه آنان گفت: از اینجا بیرون شوید، زیرا که آسمان طلا و نقره نمی‌باراند.
ولی انسان باید معتقد باشد که خداوند مسبب الأسباب است تمام امور به دست خدا و به مشیت و خواست او می‌باشد، بلکه ما می‌بینیم که حتی حیوانات و پرندگان چگونه با گرفتن اسباب با توکل برخداوند صبح زود برای جستجوی روزی خارج می‌شوند. در حدیث آمده است که رسول الله
ج فرموده است: «اگر شما توکل می‌کردید بر خداوند حق توکل، هر آینه روزی داده می‌شدید همچنانکه پرندگان روزی داده میشوند، و در هنگام صبح با شکم خالی بیرون می‌رود و شب با شکم پر بر می‌گردد».
از خداوند مسئلت داریم که توکل حقیقی نصیب ما بگرداند و یک لحظه‌ای ما را بر خود وا نگذارد.
ایمان به غیب
آنچه که بر ما پوشیده است و خدا و رسولش درباره آن به ما خبر داده غیبت می‌باشد، و ایمان به غیبت، یکی از اصول بنیادی عقیده اسلامی می‌باشد بلکه اولین صفتی است که خداوند در قرآن کریم متقین را به آن توصیف نموده و چنین فرموده است:
الم (١) ذَلِكَ الْكِتَابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ (٢) الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ (٣) [البقرة: ۱-۳].
ترجمه: «الف، لام، میم، این کتابی است که هیچ شکی در آن نیست و مایه هدایت پرهیز گاران است، آن کسانی که به غیبت ایمان می آورند و نماز بر پا می‌دارند و از آنچه روزیشان داده ایم انفاق می‌کنند».
لذا بر هر مسلمانی واجب است که به غیب ایمان داشته با شد، ایمانی که شک به آن راه نداشته باشد.
جن
از چیز‌های غیبی که ایمان داشتن به آن واجب است ایمان داشتن به وجود جن می‌باشد، ادله بسیاری در قرآن کریم و سنت مطهره درباره وجود آنها ذکر شده است.
دلیل از قرآن کریم
۱- وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَرًا مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ  [الأحقاف: ۲٩].
«(به یاد آور ای پیامبر) هنگامی که گروهی از جن را نزد تو روانه کردیم که قرآن را بشنوند».
۲-
  يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا  [الأنعام: ۱۳۰].
«ای گروه جن وانس! آیا رسولانی از شما به سوی شما نیامدند که آیات مرا برایتان باز گو می‌کردند و شما را از ملاقات چنین روزی بیم می‌دادند؟!».
۳- ‏
يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانْفُذُوا لَا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ‏ [الرحمن: ۳۳].
«ای گروه جن و انس! اگر می‌توانید از مرزهای آسمانها و زمین بگذرید، پس بگذرید، ولی هر گز نمی‌توانید مگر با نیرویی (عظیم و فوق العاده‌ای)».
۴-
قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا‏ [الجن: ۱].
«بگو: به من وحی شده است که جمعی از جن به سخنانم گوش فرا داده‌اند، سپس گفته‌اند: ما قرآن عجیبی شنیده‌ایم».
۵-
وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا‏ [الجن: ۶].
«و اینکه مردانی از بشر به مردانی از جن پناه می‌بردند، و آنها سبب افزایش گمراهی و طغیانشان می‌شدند».
دلیل از سنت
۱- امام مسلم از عبدالله بن مسعود س روایت می‌کند که فرمود: شبی همراه رسول الله ج بودیم، ناگهان او را نیافتیم، پس در وادی و دره‌ها وی را جستجو کردیم، پس گفتیم که: ربوده شده، یا ترور شده است، پس به بدترین حالت، شب گذرانیدیم، هنگامی که صبح کریم، دیدیم که او از طرف حراء می‌آید، پس گفتیم: جستجوی شما را کردیم و نیافتیم، سپس به بدترین حالت شب گذراندیم!.
آنگاه رسول الله
ج فرمود: «فرستاده جن نزد من آمد، پس به همراه او رفتم، و بر آنان قرآن خواندم».
عبدالله می‌گوید: سپس همراه ما براه افتاد، و اثر آنان و اثر آتش آنها به ما نشان داد و درباره توشه از رسول الله
ج پرسیده بودند، پس به آنان فرموده بوده:
«هر استخوانی که نام خدا بر آن برده شده، برای شماست، وقتی که بدست تان می‌رسد گوشت بسیار خواهد داشت و هر پشکلی علوفه ی حیوانات تان خواهد بود». سپس رسول الله
ج فرمود:
«پس با این دو استنجاء نکنید، زیرا که غذای برادرانتان (جن) می‌باشد»
[۱]۱.
۲- از ابو سعید خدری
س روایت است که گفت: رسول الله ج به من فرمود:
«همانا می‌بینم که تو گوسفند و صحرا نشینی را دوست داری، پس هر گاه در بین گوسفندانت و در بادیه ات بودی، آن گاه برای نماز اذان دادی، پس صدایت را بلند کن، زیرا که صدای مؤذن را جن و انس و چیزی دیگری نمی‌شنود مگر اینکه در روز قیامت برای او گواهی می‌دهد»
[۲]۲.
۳- از عبدالله ابن عباس
ب روایت است که گفت:
رسول الله
ج همراه با گروهی از یارانش به سوی بازار عکاظ رفتند، در حالی که بین شیاطین «جن» و اخبار آسمان پرده و مانع ایجاد شده بود، و آتش پاره «شعله‌ی آتش» به سویشان انداخته شده بود.
پس شیاطین «جنیها» به سوی اقوامشان باز گشتند، پس آنها گفتند: شما را چه شده است؟ گفت:
در میان ما و خبر آسمان پرده و مانع ایجاد شده، آتش به سوی ما انداخته شده است.
گفتند: بین شما و خبر آسمان پرده ایجاد نشده مگر بخاطر حادثه ای که رخ داده است. پس به سوی شرق و غرب زمین بروید ببینید چه چیزی سبب حائل شدن بین شما و خبر آسمان شده است.
سپس آن گروهی که به سوی تهامه رفته بودند، به بازار عکاظ رسیدند و رسول الله
ج همراه اصحابش در نخله نماز صبح را می‌خواندند سپس آنان هنگامی که قرآن را شنیدند به آن گوش فرا دادند. آنگاه گفتند: قسم به خدا این آن چیزی است که بین ما و خبر آسمان مانع ایجاد کرده است، پس هنگامی که نزد قومشان برگشتند، گفتند: ای قوم ما، بدون شک که ما قرآن عجیبی شنیده‌ایم که به سوی رشد هدایت می‌کند پس به آن ایمان آورده ایم، و کسی را با پرورد گارمان شریک نمیگیریم.
پس خداوند بر پیا مبرش
ج نازل فرمود:

قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ[الجن: ۱].

[۱] صحیح مسلم: ۴۵۰».
[۲] صحیح بخاری: ۶۰٩».

عدم رؤیت دلیل بر عدم وجود نیست
عدم رؤیت جن دلیل بر عدم وجود آنها نیست، چه بسا چیزهای در اطراف ما وجود دارد ولی ما آنها را نمی‌بینیم، بطور مثال برق جریان دارد ولی ما آن را نمی‌بینیم، لیکن برای اثبات آن به اثر آن در لامپ و غیره استدلال می‌کنیم، و همچنین هوائی که بوسیله آن وجود آن را احساس می‌کنیم.
بلکه روح که اساس زندگی ما بر آن استوار است و بدن آن می‌میریم، با وجود اینکه آن را نمی‌بینیم و حقیقت آن را نمی‌شناسیم، به موجود بودن آن ایمان داریم. و چیزهای دیگری مثل جاذبه زمین، نیروی آهن ربا (مغناطیس) و غیره نیز می‌توان نام برد.
جن از چه چیزی آفریده شده است؟
بطور قطعی و یقین آیات قرآنی و احادیث نبوی بر این دلالت دارند که جن از آتش آفریده شده است و خداوند می‌فرماید: ‏وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ‏  [الرحمن: ۱۵]. «و جن را از شعله آتش خلق کرد».
حضرت عبدالله بن عباس
ب می‌فرماید: «من مارج من نار» یعنی: از آتش خالص. و در روایت دیگر می‌گوید: از شعله‌های آتش[۳]۱.
و خداوند می‌فرماید:
وَالْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نَارِ السَّمُومِ‏ [الحجر: ۲٧]. «وجن را پیش از آن، از آتش گرم و سوزان خلق کردیم».
و ابلیس هنگامی که به سجده کردن برای آدم امر شد چنین گفت:

قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ  [الأعراف: ۱۲]. یعنی: «من از او (آدم) بهترم مرا از آتش آفریده ای، و او را از خاک آفریده‌ای».
و عایشه ام المؤمنین
ل می‌گوید: رسول الله ج فرمودند: «فرشتگان از نور آفریده شده‌اند، و جن از آتش آفریده شده، و آدم از آنچه که برای شما توصیف شده آفریده شده است»[۴]۱.

[۳] به تفسیر ابن کثیر (٧ / ۶۵۲) «سوره الرحمن» رجوع شود.
[۴] این حدیث را امام مسلم (۲٩٩۶) روایت کرده است .

چگونه جنهای کافر با آتش عذاب داده می‌شوند؟
این سؤ الی است که خیلی‌ها مطرح می‌سازند، و اگر آنها اندکی تفکر و اندیشه نمایند جواب این پرسش را خواهند فهمید.
پر واضح است که انسان از خاک آفریده شده است ولی اکنون او خاک نیست، فقط اصل وی از خاک بوده است. جن نیز چنین است از آتش آفریده شده ولی اکنون وی آتش نیست دلایل بسیاری در این زمینه وجود دارد.
حضرت عایشه
لمی فرماید: رسول الله ج درحالی که نماز می‌خواندند شیطانی نزدش آمد، آنگاه رسول الله ج او را محکم گرفت و گلو یش را فشار داد. و رسول الله ج فرمود: «آنقدر گلویش را فشار دادم، تا اینکه سردی زبانش بر دستم احساس نمودم»[۵]۱.
از این حدیث چنین نتیجه می‌گیریم که جن اکنون آتش نیست، زیرا اگر آتش می‌بود رسول الله
ج سردی زبان شیطان را بر دست خود احساس نمی‌کرد.
 و در حدیث دیگری آمده که رسول الله
ج فرمودند: «دشمن خدا، ابلیس، شعله ای از آتش جهت قرار دادن آن در چهره ام آورد ...»[۶]۲.
از این حدیث چنین می‌فهمیم که اگر شیطان بر کیفتی که آفریده شده یعنی (آتش) با قی می‌بود احتیاجی برای آوردن شعله ای از آتش نداشت.
و همچنین رسول الله فرموده است: «شیطان مانند خون در رگ انسان حرکت می‌کند»
[٧]۱.
پس اگر بحالت خودش باقی می‌بود هر آئینه جسد انسان را می‌سوزاند.
و باید گفت: انسانی که از خاک آفریده شده است شکنجه دادن آن بوسیله خاک ممکن می‌باشد و همچنین می‌توان آن را با آب عذاب و شکنجه کرد، پس هیچ جای تعجبی نیست که شیطان و جنی که از آتش آفریده شده بوسیله آتش شکنجه و عذاب شود، زیرا که خداوند بر هر چیز قادر و توانا است.

[۵] این حدیث صحیح است، و امام نسائی در سنن کبری (۱۱۴۳٩) روایت کرده است .
[۶] امام مسلم روایت کرده است شماره (۵۴۲) .
[٧] این حدیث را امام بخاری (۳۲۸۱) و امام مسلم (۲۱٧۴) روایت کرده اند .

آیا جن مکلف است؟
می گوئیم: بله، جن نیز مانند انسان مکلف به تکالیف شرع است.
بدلیل فرموده خداوند:
يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا [الأنعام: ۱۳۰]. «ای گروه جن وانس! آیا پیامبرانی از شما به سوی شما نیامدند که آیات مرا برایتان بازگو می‌کردند و شما را از ملاقات چنین روزی بیم می‌دادند؟!».
و همچنین بدلیل آیه:
فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ‏ [الرحمن: ۱۳]. «پس (ای گروه جن و انس) کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید».
و علمای اسلام براین مطلب اتفاق نظر دارند که جن نیز مانند انسان مکلف می‌باشد.
و خداوند می‌فرماید:
وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ‏  [الذاریات: ۵۶]. «من جن و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند».
در نتیجه جن نیز برای عبادت و بندگی آفریده شده است پس پاداش صالحان و نیکو کارانش بهشت و کیفر کافران و ظالمان و بد کارانشان دوزخ می‌باشد.
و همچنین در ابواب گذاشته ذکر نمودیم که رسول الله
ج برای خواندن قرآن و بیان احکام دین نزدشان رفتند، پس بر این دلالت دارد که آنها نیز مکلف به امور شریعت و دین اسلام می‌باشند.
انواع جن
جن انواع گوناگون هستند، در حدیث آمده است که رسول الله جفرموده است:
«جن سه صنف و نوع هستند، یک نوعی از آنها پر دارند و در هوا پرواز می‌کنند، و نوعی دیگر مارها و عقربها هستند، و نوع سوم آنها سکونت می‌کنند و کوچ نمی‌نمایند»
[۸].

[۸] حدیث صحیح است, امام طبرانی در معجم الكبیر (۲۲/۲۱۴) و ابن حبان در صحیح (۶۱۵۶) و حاكم در مستدرک (۲/۴۵۶) روایت كرده‌اند.
جای سکونت جن
جن بیشتر جاهای خلوت و صحرا، مکانهای که در آن کسی زندگی نمی‌کند، می‌پسندد، و بدین خاطر بود که رسول الله ج برای دعوت دادن آنان بسوی الله و خواندن قرآن برایشان به صحرا می‌رفتند، چنانکه در احادیث آمده است.
و برخی دیگر از جنها در جاهای کثیف و زباله سکونت می‌کنند، و این بخاطر اینست که آنها باقی مانده غذای انسانها را می‌خورند چنانکه در حدیث ذکر شده است.
برخی دیگر آنها همراه انسانها در منازل سکونت می‌کنند.
و همچنین در حمامها و دستشویها (توالت) نیز زندگی می‌کنند، در این جاها بیشتر جنهای کافر زندگی می‌کند زیرا که آنها جاهای نجس و کثیف را بیشتر دوست دارند و از بوی خوب بخصوص بوی مشک بدشان می‌آید.
و همچنین در شکافها و سوراخها نیز زندگی می‌کند، در حدیث آمده است که: «رسول الله
ج از ادرار کردن در سوراخ نهی نموده است»[٩]۱.
از قتاده یکی از راویان این حدیث پرسیده شد: برای چه ادرار در سوراخ کراهت دارد؟ گفت: گفته می‌شود که محل سکونت جن می‌باشد.
و جن در محل خوابیدن شتر نیز زندگی می‌کنند چنانکه در حدیث آمده است:
براء بن عازب
س گوید: از پیامبر ج درباره نماز خواندن در استراحت‌گاه شتران سوال کردند، پیامبر ج فرمود: «لاَ تُصَلُّوا فِى مَبَارِكِ الإِبِلِ فَإِنَّهَا مِنَ الشَّيَاطِينِ» «در استراحت‌گاه شتران نماز نخوانید چون از شیاطین است»[۱۰]۱.

[٩. ]- ابو داود بشماره (۲٩) و نسائی بشماره (۳۴) و احمد (۵/۸۲) و حاكم (۱/۱۸۶) روایت كرده‌اند.
[۱۰. ]- سنن أبی داود ۱/۱۸۴، حدیث: ۴٩۳، شیخ آلبانی می‌گوید: صحیح است.

آیا جن می‌خورد و می‌نوشد؟
احادیث صحیح وارد شده است که جن می‌خورد و می‌نوشد، حضرت ابو هریره س روایت می‌کند او همراه پیامبر ج بود، و برای ایشان آب برای قضای حاجت و وضویش با خود حمل می‌کرد، روزی همراه با آب دنبال رسول الله ج می‌رفت پس رسول الله فرمود: این کیست؟ وی گفت: من ابو هریره هستم، رسول الله فرمود: «برایم چندین سنگ جهت طهارت گرفتن بیار، و استخوان و سرگین نیار»، پس من سنگها را در حالی که در پیراهن خود گرفته بودم آوردم و نزد رسول الله گذاشتم، تا اینکه ایشان فارغ شدند همراه ایشان به راه افتادم سپس عرض کردم: استخوان و سرگین چه کارشان است؟
فرمود: «آن دو غذای جن می‌باشد، چونکه وفد جن نصیبین نزد من آمدند- و چه جن خوبی- آنگاه از من توشه طلب کردند، من برایشان از خدا خواستم و دعا کردم که به هیچ استخوان و سرگینی گذر نکنند مگر اینکه برآن غذا بیابند»
[۱۱]۱.
و حضرت عبدالله بن عمر
ب روایت می‌کند که: «خواست غذا بخورد پس با دست راست بخورد، و هر گاه خواست آب بنوشد پس با دست راست بنوشد، زیرا که شیطان با دست چپ غذا می‌خورد و بادست چپ آب می‌نوشد»[۱۲]۲.

[۱۱] امام بخاری (۳۸۶۰).
[۱۲] امام مسلم (۲۰۲۰) روایت كرده است.
 
جن خود را بشکل و صورت‌های مختلف در می‌آورد
خداوند بزرگ و قادر این قدرت را به جن داده تا خود را به صورت‌های مختلف و گوناگون در آورند، و در احادیث بسیار این حقیقت ثابت می‌باشد که آنها بیشتر بصورت سگ سیاه، گربه سیاه، و مار و عقرب برای انسان ظاهر می‌گردند.
و همچنین جن بشکل و صورت انسانها نیز ظاهر می‌گردد چنانکه در روز بدر شیطان به صورت سراقه بن مالک برای مشرکین ظاهر شد و گفت: امروز کسی بر شما غلبه نمی‌کند و من حامی و پشتیبان شما هستم
[۱۳]۱.
همچنین جن خود را به شکل شتر، گاو، گوسفند، اسب و قاطر و الاغ، و پرندگان نیز در می‌آورد...
پس اگر جن در صورت و شکلهای که گفتیم آشکار شود می‌توانیم آنها را مشاهده کنیم و در صورت و شکل اصلی که خداوند آنها را آفریده است دیدن آنها ممکن نیست چنانکه در قرآن کریم آمده است:

إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ [الأعراف: ۲٧]. «شیطان و همدستانش شما را می‌بینند از جایی که شما آنها را نمی‌بینید».

[۱۳] به سیره ابن هشام (۱/۵۳۶) و تفسیر ابن كثیر (۴/٩۳) رجوع شود.  
پناه بردن به جن حرام است
خداوند در قرآن کریم از زبان جن حکایت می‌کند که گفتند:

وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا‏  [الجن: ۶].
امام ابن کثیر در تفسیر این آیه می‌نویسد: یعنی ما جنیها چنین می‌پنداشتیم که برانسانها برتری داریم زیرا که آنها هرگاه در دره ای یا جای و حشتناکی در صحرا و بیابان منزل جاهلیت اینچنین بود که به بزرگ جن در آن منطقه و مکان پناه می‌بردند مبادا که به آنها بدی و آسیبی برسد، پس جنیها هنگامی که دیدند انسانها از آنها ترس و وحشت دارند، سعی کردند بیشتر آنها را مرعوب کرده و بترسانند، تابیشتر به آنها پناه بیاورند...
[۱۴]۱.
پناه بردن به جن شرک است، و خداوند چیزی بهتر از این به ما عطا کرده است، خوله دختر حکیم می‌گوید، از رسول الله
ج شنیدم که می‌فرماید:
«هرگاه یکی از شما در جایی منزل گرفت، آنگاه
أعوذ بكلمات الله التامات من شر ما خلق»[۱۵]۱ بگوید، تا زمانیکه در آن منزل هست و کوچ نکرده چیزی به وی آسیب نمی‌رساند»[۱۶]۲.

[۱۴] به تفسیر ابن كثیر (۸/۳۱۰) سوره جن رجوع شود .
[۱۵] پناه می برم به كلمه‌های كامل پروردگار از شر آنچه كه آفریده است.
[۱۶] امام مسلم (۲٧۰۸) روایت كرده است.
 
قربانی کردن برای جن حرام است
علمای اسلام بر این مسئله اتفاق نظر دارند که برای جن قربانی کردن حرام، بلکه شرک است، زیرا که این قربانی برای غیر خدا است، و هرگز خوردن گوشت آن برای مسلمان روا نیست چه رسد به اینکه شخص مسلمان این کار را انجام دهد.
باید ذبح و قربانی برای تقرب به درگاه الهی انجام بگیرد، و کسی که برای غیر خدا ذبح می‌کند در شریعت اسلام ملعون نامیده شده است.
حضرت علی بن ابی طالب
س از رسول الله ج روایت می‌کند، که فرمود: «خداوند لعنت کند کسی که برای غیر از خدا ذبح می‌کند»[۱٧]۱.
ولی با وجود این افراد جاهل و نادانی دیده می‌شود که برای گشودن سحر با علاج شخص مصروع (جن زده) نزد ساحر و آن کسانی که با جن رابطه دارند می‌روند.
و آنها نیز حیوان‌های با اوصاف خاص طلب می‌کنند، سپس آن را ذبح می‌کنند و خون آن را به بدن مریض می‌مالند، آنگاه دستور میدهند که آن را در فلان چاه بیندازند، و در هنگام انداختن نام خدا را نگیرند، اگر چه همان ذبح برای جن است که از آن نهی شده است، اگر چه آن ساحر نگوید که: برای جن ذبح می‌کند، چونکه اعمال و کردار انسان بستگی به نیت دارد.

[۱٧] امام مسلم (۱٩٧۸).
کمک خواستن از جن حرام است
راه و روش سحرگران و شعبده بازان بر کمک و مدد جستن از جن و شیاطین استوار است، و مدد خواستن از غیرخداوند شرک است، باید بگویم که: شیطان و جن هیچ وقت خدمتی برای ساحر انجام نمی‌دهند مگر در صورتی که سحر گر با گفتن سخنی کفر آمیز و یا با انجام دادن عمل کفری کافر گردد، و هر چه بیشتر نافرمانی و سرپیچی امر خداوند بکند شیاطین بیشتر به او نزدیک می‌شوند، و اطاعتش را بیشتر بجا می‌آورند، این تعویذات و طلسمهای که افراد ساحر می‌نویسند بیشتر آنها کلمات شرک آمیز و کفر است که با حروف غیر مفهوم نوشته‌اند. و همچنین طلب مدد از او?یای جن و شیاطین می‌باشد. هر چند که بعضی از کلمات و آیات قرآن برای فریب دادن مردم نادان با آن شامل می‌کنند تا مردم چنین گمان کنند که آنها با استفاده از کلمات قرآن تعویذ و دعا می‌نویسند.
آیا جن به مردم آزار و اذیت می‌رساند؟
با دلایل مختلف نقلی و عقلی ثابت شده که جن به انسان آزار و اذیت می‌رساند. و این آزار و اذیت یا بدین خاطر است که انسان به خاطر آنها آزار رسانده مثلاً برسرشان آب گرم ریخته یا برآنان ادرار کرده، یا اینکه در منزلشان منزل نموده، پس از وی انتقام می‌گیرند و به وی آزار و اذیت می‌رسانند.
و یا بدون هیچ گونه علت و سببی می‌خواهند به وی آزار برسانند. و این فقط یک نوع ظلم و ستم است همچنانکه انسانها هنگامی که سرشتشان دگرگون می‌شود و ایمانشان ضعیف می‌گردد، برخی نسبت به برخی دیگر ستم روا می‌دارند.
صرع و جن زدگی
صرع عبارت است از اختلالی که در عقل انسان بوجود می‌آید، بطوری که نداند چه می‌گوید و چه گفته است، و شخص مصروع قادر به کنترل حرکات خود نیست.
و صرع بر دو نوع است: ۱- صرع توسط نفوس و ارواح خبیث و بد (که همان جن زدگی است) ۲- صرع بخاطر اخلاط.
و این نوع صرع، اطباء درباره سبب و علاج آن سخن می‌گویند، و نوع اول آن بسیاری از اطباء و عقلانیها آن را انکار می‌کنند ولی باید بگوئیم که این نوع از انواع صرع با نقل و عقل ثابت شده و چیزی است که مشاهده می‌شود و جای انکار نیست.
ذکر ادله
علت جن زدگی چیست؟
شیخ الإسلام ابن تیمه درباره جن زدگی می‌گوید: گاهی بخاطر عشق و شهوت می‌باشد، و بیشتر بعلت دشمنی و مجازات صورت می‌گیرد، یعنی اینکه برخی انسانها به آنها آزار و اذیت برسانند، و یا اینکه جنیها چنین گمان کنند که آنها از روی عمد آزار و اذیتشان می‌کنند، با ادرار کردن بر آنها، یا با ریخت آب گرم، و یا کشتن بعضی از آنان، اگر چه خود انسان این را نداند، و جهل نادانی و ستم در بین جن بسیار وجود دارد، پس آنان در هنگام عقوبت و مجازات کردن بیش از آنچه که سزاوار باشد عقوبت می‌دهند. و گاهی اوقات مانند انسانها احمق و نادان بخا?ر پوچی و بیهودگی و اذیت کردن وارد بدن انسان می‌شوند.
ما دراینجا بخاطر خلاصه به ذکر علل جن زدگی می‌پردازیم
۱- عشق، (پری) زن جنی عاشق مرد انسی شود و یا اینکه مرد جنی عاشق زن انسی شود.
۲- داخل شدن جنی از راه سحر، این چنین است که جادوگر بخاطر آزار و اذیت فلان شخص او را مامور داخل شدن به بدنش می‌نماید.
۳- ستم انسان به آنها، و یا با ریختن آب گرم بر آنان، و یا با افتادن بر رویشان، و یا با ادرار کردن بر آنان.
۴ - ستم جن به انسان، و آن اینکه بدون هیچگونه سبب وارد بدنش گردد و او را اذیت نماید و این در یکی از حالات زیر امکان دارد:
۱-خشم زیاد.
۲-ترس بسیار.
۳-غوطه ور بودن در شهوات و گناهان.
۴-غفلت بسیار.
۵-اندوه بسیار.
۶-خوشحالی زیاد
 و نشانه‌های جن زدگی
بسیار جن زدگی مانند سایر بیماریها دارای علامت و نشانههای خاص خودش می‌باشد، و دانستن این علامت‌ها برا ی معالجه کننده و اهمیت دارد. و این نشانه بر دو بخش تقسیم می‌شود:
۱-علامت و نشانه‌های آن در خواب.
۲-علامت آن در حالت بیداری.
نشانه‌های جن زدگی در خواب عبارت است از
۱-پریشان بودن و به خواب نرفتن.
۲-بار بار بیدار شدن در شب.
۳-کابوس، (یعنی: انسان در خوابش چیزی ترسناک می‌بیند و نمی‌تواند حرکت کند و کسی را بفریاد بطلبد).
۴-خوابهای وحشتناک.
۵-بطور استمرار حیواناتی را مانند: گربه، و سگ، و شتر، و مار، و شیر، و روباه، وموش در خواب دیدن.
۶-خنده یا گریه و فریاد در خواب.
٧-در خواب ناله کردن.
۸-بدون شعور از خواب بلند شدن و در حال خواب راه رفتن.
٩-افرادی را در خواب ببیند که دارای قد بسیار بلند یا بسیار کوتاه باشند یا یا اشخاص سیاهی را ببیند.
نشانه‌های جن زدگی در بیماری
۱-درد سر دائمی، (مشروط بر اینکه شخص مبتلا به بیماری در چشم، یا گوش یا بینی یا حلق دندان یا معده نباشد).
۲-از ذکر خدا و نماز و عبادت کراهت داشتن.
۳-پریشانی خیالی.
۴-احساس تنگی در سینه.
۵-میل به گوشه نشینی.
۶-بخواب رفتن انگشتنان دست و پا.
٧-درد کردن عضوی از اعضای بدنش که پزشکان از علاج آن عاجز باشند.
۸-شنیدن صداهای عجیب و غریب.
٩-غش کردن.
مشروعیت علاج مس (جن زدگی)
بدون شک داخل شدن جن به بدن انسان از جمله ظلم و ستمی که شریعت اسلام از آن نهی کرده، و از بین بردن ظلم از جمله کارهای است که به انسان اجر و پاداش داده می‌شود. و رسول الله ج ما را امر نموده: که به فریاد مظلو مان برسیم و آنان را یاری نمائیم. و در حدیثی فرموده: «انصر أخاك ظالـما أو مظلوما..»[۲۴]۱. «برادرت را یاری کن خواه ظالم باشد یا مظلوم، اگر ظالم است او را از ستم بازدار که این یاریش می‌باشد».
و در حدیث دیگر فرموده:
«
من استطاع أن ینفع أخاه فلیفعل»[۲۵]۲. «کسی که می‌تواند به برادرش فایده ای برساند پس آن کار را انجام دهد».
پس شخص علاج کننده با تلاوت قرآن و خواندن ادعیه و اذکار شرعی به یاری آن مظلوم می‌شتابد تا آن جنی ظالم را از بدن وی بیرون کند.

[۲۴] صحیح بخاری (۲۴۴۴).
[۲۵] صحیح مسلم (۲۱٩٩).

صفات علاج کننده
۱-اخلاص داشته باشد.
۲-دارای عقیده صحیح باشد.
۳-متمسک و پابند به احکام قرآن و سنت باشد.
۴-به راههای شیطان و احوال جن آگاهی داشته باشد.
۵-دارای علم و آگاهی باشد، بویژه به اصول دین و امور دعوت.
۶-برطاعت و عبادت خداوند مداومت داشته باشد.
٧-از محرمات اجتناب کند.
۸-از بدعت دوری کند.
٩-بر ادعیه و اذکار و اوراد محافظت نماید. و...
کیفیت علاج
علاج دارای سه مرحله است:
چند نصیحت برای در امان بودن از شر جن
۱-بر اذکار و اوراد صبح و شام محافظت کن.
۲-قرآن را بسیار تلاوت کن و یا به آن گوش فرا بده.
۳-هرگاه از جای بلندی پریدی «بسم الله» بگو.
۴-هرگاه آب داغ روی زمین رختی «بسم الله» بگو.
۵-هرگاه وارد اتاق تاریکی شدی «بسم الله» بگو.
۶-هر گاه چیز سنگینی بر زمین انداختی «بسم الله» بگو.
٧-هرگز در سوراخ ادرار نکن.
۸-تنها نخواب، در صورت مجبور بودن حتما با وضو بخواب اذکار خواب را فراموش نکن.
٩-به سگی یا گربه ای آزار نرسان.
۱۰-به تنهای در شب به صحرا نرو.
۱۱-ماری که در منزل دیده می‌شود نکش، و در این مسئله به نکات زیر توجه کن:
- هر گاه در خانه ات ماری دیدی سه روز به او هشدار بده و به او بگو: «شما را قسم می‌دهم به آن عهدی که سلیمان بن داود از شما گرفته است که به ما آزار و اذیت نکنید و دوباره ظاهر نشوید»
[۴۲]۱.
اگر بعد از سه روز دوباره آشکار شد او را بکش.
- اگر بعد از سه روز دوباره ظاهر شد و او را کشتی پس در این صورت یا شیطان است یا جن یهودی یا مسیحی است و یا جن مسلمان سرکش و ستمگری است و یا مار حقیقی است.
هرگاه در خانه ماری دیدی که دو خط سفید یا سیاه روی کمرش است، و یا مار دم کوتاهی دیدی فورا او را بکش چون که پیامبر اسلام دستور کشتن مارهایی که دارای چنین صفتی هستند داده‌اند.
- در خارج از منزل هر نوع ماری که دیدی بکش زیرا که پیامبر
ج فقط از کشتن مارهای که در خانه است نهی نموده است.
در پایان از خداوند کریم خواهانم که به فضل کرم خویش گناهانم را عفو نماید.
و رفتگانم را بیا مرزد و آنان را در فردوس برین جای دهد.
وهمه‌ی ما وشمارا از شر شیاطین مصون و در امان بدارد.
والسلام علیكم ورحمة الله وبركاته
حسین تاجی گله داری
بیست رجب ۱۴۲۱ هجری
۱۳٧٩ شمسي

[۴۲] به شرح صحیح مسلم (٧/۴٩۴) رجوع شود.

بخش نظرات براي پاسخ به سوالات و يا اظهار نظرات و حمايت هاي شما در مورد مطلب جاري است.
پس به همين دليل ازتون ممنون ميشيم که سوالات غيرمرتبط با اين مطلب را در انجمن هاي سايت مطرح کنيد . در بخش نظرات فقط سوالات مرتبط با مطلب پاسخ داده خواهد شد .

شما نيز نظري براي اين مطلب ارسال نماييد:


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی