close
تبلیغات در اینترنت
عظمت دین فقط در چهار حدیث

Azamat Din Dar Chahar Hadis 200

بسم الله الرحمن الرحیم 
عظمت دین فقط در چهار حدیث
خواننده محترم !
احکام نزد جمهورعلما  به پنج بخش تقسیم می‌گردد:

اول : واجب :
واجب عبارت از احکام است که با متون صریح قرآن عظیم الشان  یا سنت متواتر، و قطعی از نظر اثبات و دلالت بر مکلف مقرر گردیده است. یعنی یک معنا دارد و مجتهدان در مفهومش اختلاف ندارند.

دوم : حرام :
حرام احکام است که با متون صریح قرآن یا سنت متواتر و با دلایل قطعی از لحاظ ثبوت و دلالت از مکلف ترک آن خواسته شده است.

سوم : مستحب :
مستحب احکام است که : آن‌چه شریعت انجام دادنش را به طور غیر حتمی و غیر جازم از ما خواسته است که به سبب انجامش پاداش می‌دهد، ولی بر ترک آن کیفر نمی‌دهد.

چهارم مکروه :
مکروه احکام است که : مواردی که شریعت با متونی غیرحتمی و غیرلازم رهاکردنش را خواستار شده است و برای ترکش پاداش می‌دهد، اما به خاطر انجامش، جزا نمی‌دهد.
پنچم : مباح :

مباح:احکام است که : آن‌چه مکلف بین انجام و ترکش اختیار دارد تا وقتی که دلیل تحریمش به اثبات برسد. 
در این نوشته فقط به چهار حدیث توجه خوانندگان را جلب میدارم که با اعجاز علمی عظمت دین مقدس اسلام را بیان میدارد.

اولین حدیث :
اولین حدیثی همان حدیثی «إنَّمَا الأَعْمَالُ بِالنِّياَّتِ وَإنمَّاَ لِكُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى».(همانا اعمال و كردار به نيت بستگى دارد، و هركس از كردارش به اندازه نيتش اجر و ثواب مى‌برد). میباشد .
این
حدیث  از ارزش والا و فواید عظیمی برخوردار است، زیرا گفتار و کردار خواه ظاهری باشد یا این‌که‌ در خفا ، به‌ نیت انسان بستگی دارد، پس هر عملی که‌ خالی از نیت باشد سودی عاید‌ انجام دهنده‌ی آن نمی‌شود و پروردگار با عظمت ما هم آنرا  نمی‌پذیرد، «وَإنمَّاَ لِكُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى». (و هركس از كردارش به اندازه نيتش اجر و ثواب مى‌برد).
نيت از نظر اصطلاح اخلاقي به معناي قصد است و قصد نيز به معناي مقصد و هدف داشتن مي باشد. نكته بسيار مهمي كه در اين حدیث بیان گردیده ، مصداق بارز نيت و هدف داري اگر چه در عبادت خداوند است، ولي محدود به عبادت اصطلاحي نيست و شامل كل زندگي انسان مي شود. از اين ديدگاه مومن كسي است كه در كل زندگي خود مقصد و مقصود دارد و مقصدش چيزي جز قرب به خداوند و لقاي او نيست. ان الصلاتي و نسكي و محياي و مماتي لله رب العالمين.
از ديدگاه اسلام هدف زندگي انسان قرب الي الله است و اين حقيقت است كه كل زندگي انسان را توجيه مي كند وانسان  را به سرمنزل مقصود و هدف خلقتي خود مي رساند و كمال و سعادت او را تامين مي كند.
اگر كسي نيت داشته باشد و تمام كارهاي عبادي و غير عبادي خود را با نيت نزديك شدن به خداوند انجام دهد، تمام زندگي اش در راستاي يك هدف و آن لقاي الاهي و وصول به محبوب عالم سامان دهي مي شود و از اين طريق به تمامي آرزوهاي انساني و الهي خود خواهد رسيد و در غير اين صورت تمام زندگي او از مسير صحيح خود خارج خواهد شد و به گمراهي و هلاكت خواهد افتاد.
دومین حدیث :
دومین حدیث «إِنَّ الْحَلاَلَ بَيِّنٌ، وَإِنَّ الْحَرَامَ بَيِّنٌ». (محققاً حلال روشن و آشكار است، و محققاً حرام روشن و واضح است).
خداوند متعال در قرآن عظیم الشان وپیامبر صلی الله علیه وسلم در شریعت فراگیر و پاک خود، مسایل حلال را طوری برای ما توضیح داده‌ که‌ دل بدان آرام می‌گیرد، چرا که‌ شک و شبهه‌ای را روی آن باقی نگذاشته‌ است و حرام نیز واضح و روشن است برای کسی که‌ بخواهد از آن دوری گزیند و بدان آلوده‌ نشود، و در ميان حلال و حرام كارهايى است كه به گونه‌اى شباهت به حلال يا حرام دارد، پس مسلمانی كه خود را از همانندها نگه داشت، به حقيقت از شك و شُبهه دور گشته و دين و ناموس خود را حفظ كرده است، و اگر کسی خود را از آن نگه‌ نداشت، در حرام واقع می‌شود.
بنابراین واجب است که تقوای الهی را داشته‌ باشیم و در کردار و گفتارمان از فرامین واضح و روشن الهی و رسولش پیروی نماییم و از منهیات آنان دوری گزینیم، و در حدیث شریف آمده‌ که‌ »
دَعْ مَا يَرِيْبُكَ إِلَى مَا لاَ يَرِيبُكَ» .(آن چه تو را به شك اندازد که‌ حرام است یا حلال، آن را رها كن و بگذار. و آن چه تو را به شك نمى‌اندازد بگير).
سومین حدیث  :
سومین حدیث «مِنْ حُسْنِ إِسْلاَمِ الْمَرْءِ تَرْكُهُ مَا لاَ يَعْنِيهِ». (از خوبى‌هاى مسلمانى فرد است، ترك كردنِ آن چه را كه نه مورد توجه اوست، نه به او ربط دارد و نه وابسته به كارش است).
ایمان و احسان در کلمه‌ی اسلام داخل می‌شوند و این حدیث یکی از پایه‌های دین حنیف اسلام می‌باشد، زیرا مسلمان به‌ یکی از دو صفت زیر متصف می‌شود:
اگر از شریعت الله تعالی و پیامبرش صلی الله علیه وسلم متابعت نماید و از کردارهای زشت دوری گزیند و آنان را رها سازد، او به‌ عنوان مسلمانی حقیقی قلمداد می‌شود، و اما اگر گفته‌های بدوا اعمال ناپسند را انجام دهد و خود را از گفت و شنودهای بیهوده‌ دور نگرداند، او از دین مستقیم الهی انحراف پیدا کرده‌ و منحرف شده‌ است .

طوریکه در حدیثی که  در مسند امام احمد رحمه الله از فضاله بن عبید رضی الله عنه روایت شده است آمده که : رسول الله صلی الله علیه و سلم در حجة الوداع فرمودند:
«
 ألا أخبرکم بالمؤمن؟ من أمنه الناس علی أموالهم وأنفسهم، والمسلم من سلم المسلمون من لسانه ویده، والمجاهد من جاهد نفسه فی طاعة الله، والمهاجر من هجر الخطایا والذنوب».

(آیا به شما نگویم مؤمن کیست؟ مؤمن کسی است که جان و اموال مردم از جانب او در امان باشند، و مسلمان کسی است که مسلمانان دیگر از زبان و دست وی آسوده و در سلامت باشند، و مجاهد به کسی گفته می شود که در اطاعت از الله با نفس درون خویش مجاهدت می کند، و مهاجر کسی است که از گناهان و خطاها هجرت می کند)

 در این حدیث با زیبای خاصی بیان شده که : مسلمان به کسی گفته می شود که مسلمانان دیگر از دست و زبان او آسوده باشند. زیرا اسلام حقیقی تسلیم شدن در برابر الله عزوجل و  انجام عبادت او و قیام به حقوق مسلمین است . و می دانیم اسلام فرد به کمال نمی رسد تا زمانی که آنچه را که برای خویش دوست دارد برای دیگران هم دوست داشته باشد و این هر گز به حقیقت نمی رسد مگر تا وقتی که مردم از شر دست و زبان او در امان باشند. و این مهم ترین وظیفه مسلمان است. زیرا مسلمانی که مسلمانان دیگراز دست و زبان وی در امان نباشند چگونه می تواند دیگر حقوق برادران مسلمانش را رعایت کند؟ بنابراین و بدون شک در امان ماندن مردم از شر اقوال و افعال مسلمان، دلیل بر کمال اسلام آن مسلمان است.

 چهارمین حدیث :
چهارمین حدیث «
مَنْ أَحْدَثَ فِي أَمْرِنَا هذَا مَا لَيْسَ مِنْهُ فَهُوَ رَدٌّ». (كسى كه در دين ما چيزى تازه و نو آورَد، آن بدعت مردود است و به دين نمى‌چسبد).
کلمۀ  بدعت از ریشه «بدع» به معناى پدید آمدن چیزى است كه سابقه اندر دین نباشد  شیخ فخرالدین بن محمّد على بن احمد بن طُریح، در  مشهورآثر ا خویش «مجمع البحرین و مطلع النیّرین» در مورد این اصطلاح چنین  مینویسد :

«بدعت عبارت است از پدید آوردن چیزى در دین كه در قرآن و سنّت ریشه اى ندارد.

بدعت را، از آن جهت بدعت مى گویند كه چون بدون آن كه صاحب شریعت آن مطلب را گفته باشد، در دین وارد گردیده است و از آنجا كه سابقه اى در دین نداشته، آن را بدعت مى گویند).

بنابراین بدعت عبارت است از: «صدور حكم و یا عمل به حكمى به عنوان حكمى شرعى و دینى بدون آن كه آن حكم جزو شریعت بوده و یا از كتاب و سنّت، براى وقوع آن حجت و دلیلى وجود داشته باشد». 

راغب می گوید: « الابداع انشاء صنعه بلا احتذاء و اقتداء و منه قیل رکیه بدیع ای جدیده الحفر.» ابداع، پدید آوردن چیزی است که نمونه و سابقه نداشته باشد و چاهی راکه تازه حفرکرده باشند بدیع می گویند. بنابراین هر چیز جدید و بی سابقه را بدیع و کار نو ظهور را بدعت گویند.

برخی از علماء  میگویند که بدعت عبارت از :

 طریقه‌ای اختراع شده در دین که مشابه طریقۀ شرعی باشد و هدف از آن همان باشد که در طریقۀ شرعی در نظر است، یا از آن مبالغه در عبادت خداوند مقصود باشد. 

بدعت یعنی اختراع یعنی آوردن امر جدیدی در دین مقدس اسلام که شرع و مردم با آن آشنائی قبلی  نداشته باشند. 

اصل ابداع به معنای آفریدن چیزی است که مثالی قبلی  نداشته و دلیلی بر آن قائم نباشد، و به همین جهت به الله  بدیع گفته شده است زیرا او این جهان بزرگ و گسترده را بدون نمونۀ  پیشین و همانند آفریده است، «  بدیع السموات و الارض و اذا قضی امرا فانما یقول له کن فیکون» (سوره بقره آیات ۱۱۷)(نو پدیدآورندۂ آسمان‌ها و زمین است و چون به کاری اراده کند فقط به آن می‌گوید موجود شود و بی‌درنگ موجود می‌شود.

ابن حجر عسقلانی عالم مشهور جهان اسلام میگوید: «  البدعه ما احدث و لیس له ا صل فی الشرع و ما کان له اصل یدل علیه الشرع فلیس به بدعه».

بدعه چیزی است که (پس ازپیامبر) پدید آمده باشد و دلیلی حاکی از جواز آن در شریعت یافت  نشود و آن چیزی که اصل و ریشه ای در دین دارد،  بدعت  نخواهد  بود.

 

پایان

بخش نظرات براي پاسخ به سوالات و يا اظهار نظرات و حمايت هاي شما در مورد مطلب جاري است.
پس به همين دليل ازتون ممنون ميشيم که سوالات غيرمرتبط با اين مطلب را در انجمن هاي سايت مطرح کنيد . در بخش نظرات فقط سوالات مرتبط با مطلب پاسخ داده خواهد شد .

شما نيز نظري براي اين مطلب ارسال نماييد:


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی