close
تبلیغات در اینترنت
خواستگاری زن از مرد

jrt_خواستگاری_زن_ازد-1.jpg

بسم الله الرحمن الرحیم

خــواستگارى زن ازمرد

 

خواستگاری :
خواستگارى مرحله ای است  كه قبل از ازدواج  صورت مى پذيرد این مرحله عبارت از آن است،   زمانيكه مرد
  ميخواهد  با زن مورد  نظرش ازدواج  كند  به  نزد اقارب وخويشاوندان ونزديكان  زن رفته  وخواهش  خويش را   مبنى بر  ازدواج  بيان ميدارد،  وبا  ايشان  به بحث وگفتگو  در مورد موافقت  با خواسته  اش  وشرايط آن  مى پردازد ، که از جانب فامیل دختر قبول ویا هم به ادای کلمات مناسب ودوستانه رد میگردد .
علماء بدین عقیده اند که بهتر اين است  كه قبل از انعقاد عقد ، دختر وپسر ، در صورتیکه درحرام واقع نشوند ، همديگر  را ببيند  تا دل هاى شان  بسوى هم  جلب شود ومحبت  وعلاقه در بين  آنان  به وجود آيد ، تا هنگامى كه  كار از كار مى گذرد  پيشمان نشوند.

این عده از علماء بدین عقیده اند که ، عدم رؤیت همسر قبل از ازدواج یکی از اسباب جدایی و طلاق بشمار می رود . بخصوص زمانی که مرد متوجه شود که همسرش از نظر حسن جمال بر خلاف آن چیزی است که در موردش با او صحبت کرده اند. بنابراین شریعت اسلامی به مرد این اجازه را داده است که قبل از ازدواج، همسر آینده اش را ببیند؛ رسول الله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ   وَسَلَّمَ می فرماید: « إِذَا خَطَبَ أَحَدُکُمْ الْمَرْأَةَ فَإِنْ اسْتَطَاعَ أَنْ یَنْظُرَ إِلَی مَا یَدْعُوهُ إِلَی نِکَاحِهَا فَلْیَفْعَلْ، فَإِنَّهُ أَحْرَی أَنْ یُؤْدَمَ بَیْنَهُمَا » ابو داود(2082)  (هرگاه یکی از شما از زنی خواستگاری نمود و می توانست به محاسن او نگاه کند، این کار را بکند تا انگیزه ی ازدواجش با این زن بیشتر شود؛ زیرا نگاه کردن به همسر آینده سبب ایجاد الفت و دوستی می شود و در آینده، زندگی موفقی خواهند داشت.)
ترمذی و نسائی و ابن ماجه از مغیرة بن شعبه رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ روایت نموده اند که ایشان از زنی خواستگاری نمود رسول الله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ   وَسَلَّمَ به ایشان فرمود: «انْظُرْ إِلَیْهَا فَإِنَّهُ أَحْرَی أَنْ یُؤْدَمَ بَیْنَکُمَا» (به همسر آینده ات نگاه کن؛ زیرا این کار در ادامه ی زندگی مشترک بهتر است و بین شما دوستی و موفقیت به ارمغان خواهد آورد).
امام مسلم در صحیح خود روایت می کند که مردی برای رسول الله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ   وَسَلَّمَ عرض کرد که از زنی خواستگاری نموده است؛ پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ   وَسَلَّمَ از او پرسید: «أَنَظَرْتَ إِلَیْهَا» (آیا او را دیده ای وبه او نگاه کرده ای؟)
مجموعه این احادیث بیانگر این امر است که نگاه کردن به نامزد قبل از ازدواج، جایز است و باید این گونه باشد؛ زیرا این کار موفقیت را برای زندگی به ارمغان می آورد و زندگی را سرشار از موفقیت و شادی می گرداند.

لازم است كه ولى وسرپرست ، ) از قبيل  پدر ، جد  وبرادر و..... )  موافقت  زن خواستگار   شده را كه  به سن بلوغ رسيده  براى ازدواج  با مرد خواستگار بدست آورد دراين مورد پيامبر صلى الله عليه وسلم ميفرمايد : «الثيب آحق بنفسها من وليها والبكر تستامر  وإذنها سكوتها»( بيوه زن مصلحت خود را  

بهتر  از ولى وسرپرستش ميداند ،  و دوشيزه  هم بايد براى ازدواج از او اجازه  گرفته شود.  وهمينكه  دو شيزه  سكوت نمود ) واعراض نكرد سكوتش به معنى  اجازه  است )هر يك از طرفين مرد وزن  بعد از خواستگار ى واعلان موافقت ، ميتواند پيشمان شوند واگر  يكى از آنها پيشمان  شد  هدايايى  كه به يكديگر  داده اند  وبا قيماندنى است ، مانند طلا جات وزينت  آلات  بايد مسترد گردد ، اما  چيز هاى كه قابل  دوام  نيست ، مانند شير ينى وغذا وعطر هاى  صرف شده چيزى  بابت آنها  پرداخت  نميگردد
نکاح نیمه :
خواننده محترم !
در این اواخر در کشور عزیز ما افغانستان  معمول طوری گردیده است که ، در دوران خواستگاری نوعی از عقد بین خواستگار وولی دختر انعقاد می یابد که بنام  « نکاح نیمه » در بین مردم ما  شهرت یافته است ، این نوع از نکاح نیمه هیچگونه اصل واساس در شرع اسلامی نداشته واز دید فهم شرع عمل ناروا وبازکردن راه نارو بین دختر وپسر  میباشد .
دراین هیچ جای شک نیست که در  نکاح نیمه  يک نوع ايجاب و قبول غلط و ناروا در بین وکیل دختر ووکیل پسر صورت میگیرد،  بادر نظرداشت اینکه در این پروسه ایجاب وقبول دونفر شاهد حضور هم میداشته باشند ولی میگویند این  شاهدان برای امور پروسه خواستگار ی میباشد.
در اين پروسه ايجاب و قبول شاهد ان به نزد دختر نمي
روند، بلکه صرف ايجاب و قبول غلط ميان پدر عروس يا برادرش و ميان داماد و يا پدر داماد ، آنهم صیغه های غیر عقد نکاح صورت ميگيرد.
اين نوع ايجاب و قبول که بنام نکاح نيمه در ميان مردم ما رواج يافته است مخالف شريعت اسلامي بوده وبا تمام صراحت باید گفت : در شريعت اسلامي نکاح نيمه هيچ وجود نداشته ، در شرع اسلامی ، يا نکاح کامل است و يا هم هيچ نکاح نيست.
با تاسف باید گفت : اين نوع نکاح های نيمه راهي را براي داماد براي انجام اعمال ضد شرعي باز ميکند، زيرا از نگاه شريعت اسلامي تا وقتيکه دختر در عقد نکاح صحیح وشرعی جوان نيامده باشد، با وي اختلاط و درخانه تنها نشستن ناروا ميباشد، ولي آنان بخاطر اينکه اين جريمه را براي خود حلال ساخته باشند ،  بنام « نکاح نيمه »  آن جوان به منزل عروس رفته و ياهم با وي به هرجايي ميرود، درحاليکه او با وي کاملا نامحرم است.

خواستگاری زن از مرد :
مطابق عروف مروج در جهان اسلام وبخصوص در کشور عزیز ما افغانستان طوریکه در فوق  یاداورشدیم :  معمولآ همین است که ، مرد ها به خواستگاری میروند ، در مورد  اینکه  آیا زن هم میتواند مانند مرد مراسم خواستگاری را برای شریک زندگی خویش بعمل ارد ویا خیر ؟
در جواب باید گفت که : این مساله قبل از اینکه از فهم شرعی ، حقوقی وقانونی مورد تحلیل وارزیابی قرار گیرد ، بهتر است از دید مساله فرهنگی  توضیحاتی در زمینه داده شود .
در این جای شکی نیست که در بخشی از جوامع بشری از جمله در کشور بزرگی هندوستان مرسوم است كه فامیل  دختر به فامیل پسر پیشنهاد ازدواج را ارائه مینماید ویا هم  از طرف خانواده دختر پیشنهاد مى شود كه ما آمادگى داریم كه دخترخویش  را به ازدواج پسر شما درآوریم. در چنین فرهنگ هایى خواستگارى زن از مرد از منزلت زن کم نمی کندو حتى اگر جواب از طرف خانواده مرد منفى باشد باعث سرشكستگى فامیل دختر هم محسوب نمیگردد ، ولی جواب رد ازلحاظ  روانى براى دختر نوعی از شکست بحساب می اید .
در تاریخ اسلام از جمله در
داستان دختران حضرت شعيب ( عليه السّلام ) و حضرت موسی در می یابیم که : حضرت شعيب به موسي (عليه السّلام )پیشنهاد کرد و گفت:
 « من مي خواهم يكي از دو دخترم را به همسري تو در آورم به شرط آن كه هشت سال براي من كار كني و اگر تا ده سال كار خود را افزايش دهي، محبّتي از طرف توخواهد بود ، من نمي خواهم كار سنگيني بردوش تو نهم، ان شاء الله مرا از شايستگان خواهي يافت».
 و موسي (عليه السّلام ـ)
با پيشنهاد شعيب (عليه السّلام ) موافقت كرد.
همان طور كه بيان شد، از شرطي كه حضرت شعيب (عليه السّلام ) براي ازدواج موسي ( عليه السّلام ) با صفورا، دخترش قرار داد و حضرت موسي ( عليه السّلام ) هم اين شرط را قبول نمود، برمي آيد كه موسي ( عليه السّلام ) از قبل خواستار ازدواج با دختر شعيب نبي (عليه السّلام ) بوده است و گرنه زير بار چنين شرطي نمي رفت: گذشته  از اين كه در اين مورد دو پيامبر حضور دارند. از طرفي ديگر حضرت موسي (عليه السّلام ) مدت زيادي در خانة حضرت شعيب( عليه السّلام ) زندگي كردند و حضرت شعيب (عليه السّلام ) از صفات اخلاقي مثبت و روحيات حضرت موسي خبر داشتند و مي دانستند كه حضرت موسي با دخترشان تناسب هاي زيادي با هم دارند و بالاترين آنها تناسب در ايمان و دينداري بود. حضرت موسي نيز داراي سجايا و صفات اخلاقي والايي بودند و اگر نمي خواستند با دختر حضرت شعيب ازدواج كنند حتماً به شكلي منطقي برخورد مي كردند كه از نظر روحي آسيبي به دختر حضرت شعيب نخورد؛ نيز احتمال دارد كه حضرت شعيب اين مسأله را دور از نظر  دخترانشان مطرح كرده اند؟! اگر جواب منفي باشد به آنها ضربه اي نخورد.
ولی بصورت کل در جوامع امروزی خواستگاری مرد از زن به یک امر عرفی مبدل گردیده است ،اما از لحاظ شرعی هیچگونه ممانعتی در امر خواستگاری زن از مرد وجو نداشته زن میتواند از مرد مورد نظر خویش خواستگاری وبر زندگی مشترک خویش ادامه دهند .
خواننده محترم !
درایه « فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ
) (سورة النساء/3 ) اگر توجه بعمل بیاوریم با صراحت خاصی در می یابیم که در ایه متبرکه پروردگار با عظمت به مرد خطاب نموده وبه اصطلاح زمام امور نکاح را به مرد اعطا کرده است.
وحتی در موارد طلاق هم زمام امور همانطوریکه آغاز آنرا به مرد سپرده وختم انجام آنرا که طلاق است به مرد سپرده است طوریکه میفرماید :  « وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النَّسَاء ...»
( آیه  231  سوره بقره )ْ بنآ بصورت کل دیده میشود که مرد  همانطوریکه در موقع ازدواج به دنبال زن میرود وخواستگار میکند  وامور خانوادگی را ترتیب وسر وسامان می بخشد ز مام امور طلاق را نیز پروردگار با عظمت بدست مرد سپرده است
 طوریکه فقها میفرمایند :  «الطلاق بید من أخذ بالساق؛ طلاق به دست کسی است که در ابتدای ازدواج دست زن را گرفت (با او ازدواج کرد».
ناگفته نباید گذاشت که از جهت قانون طبیعت نیز چنین است که از ابتدای خلقت همیشه بر اساس فطرت خدادادی، مردان به دنبال ازدواج با زنان و به خواستگاری آنان میرفتند. به تعبیر دیگر: مردان طالب و زنان مطلوب بودند.
ولی طوریکه متذکر شدیم شرع اسلامی وقانون شرعی هیچ مانعی را در آن نمی بیند که زن از مرد مورد نظر خویش خواستگاری نمایند .ولی وقار زنانه مانع از اقدام آشکار زنان در این باره می گردد.  همچنان در الفاظ عقد نکاح وازدواج اگر نظر به اندازیم در می یابیم که حتی این کلمات والفاظ به کلمه  زوجتک یعنی «به تزویج در آوردم تو را» شروع شده که از طرف زن نسبت به مرد خطاب می شود.
همچنان در مورد مهر قرآن عظیم الشان میفرماید :  واتوا النسا ء  صد قاتهن نحلة فإن طبن لكم عن شي منه فكلوه هني
ٱ مرئيٱ »
(سوره
 نسا ء آيه : ۴  )(ومهريه  هاي زنان را  به عنوان  هديه اي  خالصانه  وفريضه اي خدايانه  بپردازيد. پس اگر  با رضايت خاطر چيزي از مهريه خود را  به شما  بخشيدند ، آن  را ) دريافت  داريد و ( حلال وگوارا  مصرف كنيد).بادرنظر داشت اینکه مهر حق زن است ولی اعطای آن به مرد که خواستگار است تعلق گرفته است .
ولی  عرف جامعه امروزی طوریکه متذکر شدیم همین است که  مردان به عنوان خواستگاری نزد زن می روند  و از آنها تقاضای همسری می نمایند، مفسرین میفرمایند که :این هم  یکی از تدابیر حکیمانه و شاهکارهای خلقت است که در غریزه مرد نیاز و طلب و در غریزه زن ناز و جلوه قرار داده است.
وضعف جسمانی زن را در مقابل نیرومندی جسمانی مرد،با این وسیله جبران کرده است.
البته سرشت وطبیعت زن و مرد اموری نیستند که بخواهیم تحت عنوان دفاع از حقوق ، آن را کنار گذاشته و به زن بودن و مرد بودن خود با تمام خصوصیات جسمی و روحی پشت کنیم و حتی سعی در تغییر این خصوصیات به سمت جنس مخالف داشته باشیم! به بیانی روشن باید گفت خلاف حیثیت و مقام زن است که به دنبال مرد برد.ولی این مساله برای مرده ساده واسانی تلقی میشود وبرای مرد قابل تحمل هم است که از زنی خواستگاری کند و جواب منفی  بشنود و از زن دیگری خواستگاری کند و جواب رد بشنود تا بالاخره زنی رضایت خویش  را به همسری با او اعلام کند،اما برای زن که می خواهد محبوب و معشوق باشدقابل تحمل و موافق غریزه نیست که مردی را به همسری خود دعوت کند و احیانا جواب رد بشنود و سراغ مرد دیگری برود.
همچنان خواستگارى مستقیم زن از مرد مورد علاقه، عوارضى دارد كه در نهایت از نظر روانى و شخصیتى و حیثیت اجتماعى و خانوادگى به ضرر زن تمام مى شود. بخصوص اگر زن در خواستگاری خویش از مرد جواب منفی در یافت بدارد زیرا  زنان از نظر عاطفى و هیجانى در عین حال كه در سطح بالاتری از مردها  میباشند ولی از لحاظ شكنندگى آنها هم به همین میزان از نظر عاطفى بیشتر از مردهاست.
بنابراین زیباترین شکل خواستگاری در تمامی فرهنگ ها و مذاهب تقاضای مرد از زن است.
این موارد  مخصوص جامعه ما نیست که طبق رسم و عادت قدیمی، خانواده پسر به خواستگاری دختر می روند. حتی این سنت  ریشه در تاریخ هزاران ساله بشریت دارد. خواستگاری پسر از دختر از فطرت مرد و زن نشأت می‌گیرد و مرد همیشه خواهان است و زن خوانده
.
ولی در تاریخ اسلامی حالاتی هم وجود دارد که زن شخصآ خواستار ازدواج شده اند از جمله در حدیثی سهل بن سعد ساعدی رضی الله عنه میگوید: « إِنِّی لَفِی الْقَوْمِ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم ، إِذْ قَامَتِ امْرَأَةٌ فَقَالَتْ : یَا رَسُولَ اللَّهِ ! إِنَّهَا قَدْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لَکَ ، فَرَ فِیهَا رَأْیَکَ . فَلَمْ یُجِبْهَا شَیْئًا . ثُمَّ قَامَتْ فَقَالَتْ : یَا رَسُولَ اللَّهِ ! إِنَّهَا قَدْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لَکَ ، فَرَ فِیهَا رَأْیَکَ . فَلَمْ یُجِبْهَا شَیْئًا . ثُمَّ قَامَتِ الثَّالِثَةَ فَقَالَتْ : إِنَّهَا قَدْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لَکَ ، فَرَ فِیهَا رَأْیَکَ . فَقَامَ رَجُلٌ فَقَالَ : یَا رَسُولَ اللَّهِ أَنْکِحْنِیهَا . قَالَ هَلْ عِنْدَکَ مِنْ شَیءٍ ؟ قَالَ : لاَ . قَالَ : اذْهَبْ فَاطْلُبْ وَلَوْ خَاتَمًا مِنْ حَدِیدٍ . فَذَهَبَ فَطَلَبَ ثُمَّ جَاءَ فَقَالَ : مَا وَجَدْتُ شَیْئًا وَلاَ خَاتَمًا مِنْ حَدِیدٍ . فَقَالَ : هَلْ مَعَکَ مِنَ الْقُرْآنِ شَیءٌ ؟ قَالَ : مَعِی سُورَةُ کَذَا وَسُورَةُ کَذَا . قَالَ : اذْهَبْ فَقَدْ أَنْکَحْتُکَهَا بِمَا مَعَکَ مِنَ الْقُرْآنِ» بخاری (5149) باب : التزویج علی القرآن . ورواه مسلم (1425). وفی روایةٍ قَالَ لَهُ : « انْطَلِقْ فَقَدْ زَوَّجْتُکها فَعَلِّمْها مِنَ القُرْآن». وفی روایة للبخاریِّ : « أَملکَنّاکَهَا بمَا مَعَکَ مِنَ القُرْآنِ». ولأبی داودَ عَنْ أَبی هُرَیْرَة رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ : « مَا تحْفَظُ؟ » قَالَ : سُورةَ البَقَرَة والتی تلیها، قَالَ
 : « قُمْ، فَعَلِّمْهَا عِشْرینَ آیَة».
یعنی: «زنی به حضور پیامبر صلی الله علیه وسلم آمد وگفت‌: ای پیامبر خدا، من، نفس خود را به توبخشیدم‌، آن زن برخاست و مدتی از آن‌گذشت‌، مردی برخاست و گفت‌: ای رسول خدا اگر خود بدان نیازی نداری‌، او را به عقد نکاح من درآور، پیامبر صلی الله علیه وسلم گفت‌: چیزی داری که مهریه او قرار دهی‌؟ اوگفت‌: جز این جامه چیزی ندارم‌. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود‌: اگر جامه‌ات را به وی بدهم‌، تو بدون جامه می‌نشینی‌، چیزی دیگر بجوی‌ گفت‌: چیزی نمی‌یابم‌، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: چیزی را پیدا کن ولو اینکه یک حلقه انگشتری فلزی باشد. او جستجوکرد و بالاخره چیزی نیافت‌. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: آیا چیزی از قرآن را یادگرفته‌ای‌؟ اوگفت‌: فلان سوره و فلان سوره‌... را یادگرفته‌ام و نام آنها را برد. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود‌: او را به ازدواج تو درآوردم و مهریه او را آنقدر قرآن قرار دادم‌که یادگرفته‌ای‌که به وی بیاموزی»‌. به روایت بخاری و مسلم‌.
و در یک روایت مسلم آمده : «برو او را به ازدواج تو در آوردم ، پس تو چیزی از قرآن به او یاد بده».
 و در یک روایت بخاری آمده : «تو را مالک او گردانیدم در بدل آنچه از قرآن یاد داری». متفق علیه و لفظ مسلم است .
 و در روایت ابو داود ازابوهریره آمده : «چقدر از قرآن حفظ داری؟» گفت: سوره بقره و سوره بعد از آن را حفظ دارم، فرمود: « برخیز بیست آیه به او آموزش بده».

 

                                                                                            پایان

بخش نظرات براي پاسخ به سوالات و يا اظهار نظرات و حمايت هاي شما در مورد مطلب جاري است.
پس به همين دليل ازتون ممنون ميشيم که سوالات غيرمرتبط با اين مطلب را در انجمن هاي سايت مطرح کنيد . در بخش نظرات فقط سوالات مرتبط با مطلب پاسخ داده خواهد شد .

شما نيز نظري براي اين مطلب ارسال نماييد:


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی