close
تبلیغات در اینترنت
قیام و تکبیر تحریمه (تکبیرة الاحرام) در نماز

tdjd_قیام_وتکبیر_تحریمه_در_نماز-1.jpg

بسم الله الرحمن الرحیم 
قیام وتکبیر تحریمه

قیام و ایستاده شدن در نماز:

قيام، يعني ايستادن جسم و روح در برابر پروردگار  با عظمت . قيام، یعنی بر پاي خاستن و دوري از سكون و خاموشی است. قيام یعنی  جهاد عليه هواهاي نفساني  مبارزه با شيطان و آماده شدن براي توبه و استغفاردر برابر خالق یکتا است.
نماز گزار بعد از اینکه با قوت قلبی واخلاص تام  نیت کرد  از جاي برمي خيزد و با فروتني، وقار و آرامش بی نهایت منظم ، در محضر الهي حاضر مي شود. در اين حالت، سر، كه بالاترين ومهمترین عضو از اعضای بدن  است، افتاده و افكنده مي شود. پايين آمدن سر، نشانه فروتني در مقابل خالق  و دوري از تكبر و رياءست . 

قيام تجلي مساوات، برابري در بین همه است . در نماز، همه يكسان در محضر الهي قيام مي كنند: دیگر در بین سياه و سفيد، فقير و غني، پير و جوان، رئيس و مرئوس ، بزرگ و كوچك تفاوتی وجود ندارد.
قاعده ای رهنمودیک دین مقدس اسلام است که ، نماز گزار  در ایستاده شدن (قیام) نباید  بسیار راست (شخ) ایستاده شود و نه خم گردد. بلکه کوشش بعمل ارد تا جائیکه ممکن باشد وتا جائیکه صحت وجودی وصیحی اش تقاضا ءمیکند  به حالت عادی ایستاده شود .
نماز گزار در حال قیام  باید به اين حقيقت   برسد  كه این مقام ، مقام خوف و رجا است از پايين انداختن سر که بیانگر تواضع وفروتنی نمازگزار در هنگام نمازاست ، الزام قلب را بر تذلل و خشوع و تواضع و دوري از رياست طلبي و خودبزرگ بيني فهم نمايد و بداند كه در فرداي قيامت، او را در پيشگاه ذات اقدس الهی خود ايستادني است كه چگونگي آن را اين ايستادن تعيين مي كند، و لذا سزاوار است كه انسان آنچه در قدرت وتوان دارد، در شیوه  قيام نماز خودتوجه واهتما م لازم بخرچ دهد .
نمازگزار در قیام کوشش بعمل ارد تا فاصله ای بین پا ی خویش را مرعت کند ، برخی از فقها فاصله بین پا ها را در قیام  کم از کم چار انگشت معرفی داشته اند ولی احادیثی متعددی به توضیح وتشریح این حالت در نماز پرداخته است که انشا الله به توضیح آن می پردازیم  .
نمازگزار ،در قیام
بطرف محل سجده  خویش  (نگاه) می نماید  ، «الله اکبر» گفته دستهایش راتا شانه ها ، ویا هم  تا برابر نرمی  گوشها ی خویش  بلند نماید .
فاصله بین پاها در قیام :
در مورد اینکه فاصله ومقدار  باز شدن پاها درحال قیام در نماز به کدام  انداز باشد در شرع اسلام  کدام  نصی
که اندازه ومقدار فاصله پای ها را معین کرده باشد ، وارد نشده ، ولی فقها  میفرمایند که باید میزان باز شدن پاها مقداری باشد که شانه های نمازگزاران به هم بچسپد باشد  ، زیرا در حدیثی که  از ابن عمر روایت گردیده است آمده است که :
 پیامبر
 صلی الله علیه وسلم فرمود :«أقیموا الصفوف، و حاذوا بین المناکب وسدوا الخلل ولینوا بأیدی إخوانکم و لاتذروا فرجات للشیطان و من وصل صفا وصله الله، ومن قطع صفا، قطعه الله» «صفهایتان را راست کنید و شانه‌هایتان را کنار هم قرار دهید و فاصله‌های خالی را ببندید (در راست کردن صفها) به نرمی از برادرانتان اطاعت کنید و برای شیطان جاهای خالی نگذارید و کسی که صفی را وصل کند خداوند او را وصل می‌کندو کسی که بین صفی قطع کند خداوند او را قطع می‌کند». ( روایت حدیث از ابوداود )
همچنان در حدیثی از حضرت  انس ( رض ) روایت است که پیامبر
 صلی الله علیه وسلم فرمود :
« رصوا صفوفکم، و قاربوا بینها، و حاذوا بالأعناق فوالذی نفسی بیده، إنی لأری الشیطان یدخل من خلل الصف کأنها الحذف» «صفهای تان را فشرده کنید و فاصله‌ها را پر کنید و گردنهایتان را در یک راستا قرار دهید. قسم به کسی که جانم در دست اوست شیطان را می‌بینم که مانند گوسفند کوچک از جاهای خالی صف داخل می‌شود».( روایت حدیث از ابوداود )
.
همچنان در حدیثی دیگری از انس( رض ) روایت است که پیامبر
 صلی الله علیه وسلم فرمود :
« أقیموا صفوفکم، فإنی أراکم من وراء ظهری» «صفهایتان را راست کنید زیرا من شما را از پشت سرم می‌بینم».
همچنان  حضرت  انس ( رض ) میفرماید : «و هر یک از ما شانه‌ها و پاهایش را به شانه‌ها و پاهای بغل دستی خویش می‌چسباند». « وکان أحدنا یلزق منکبه بمنکب صاحبه و قدمه بقدمه» ( روایت از امام بخاری)
نعمان بن بشیر ( رض ) در حدیثی میفرماید که در حال قیام در نماز :
«هریک از ما بچلک پایش را به بچلک  پای فرد مجاور خود می‌چسباند». « رأیت الرجل منا یلزق کعبه بکعب صاحبه»( روایت ازبخاری).

مراوحة در نماز :
علما ء میفرمایند که :اگر احیانآ قرائت امام طولانی شود و قیام وی به درازا کشیده شود، مقتدی میتواند بر یک پا خویش تکیه کند و بعد برپای دیگرش تا اندکی بیآساید، واین عمل را درزبان عربی«مراوحة»  گویند، ولی نباید یک پایش را جلوتر از دیگری قرار دهد؛ بگونه ایکه یک پایش با پای نمازگزار بغل دستش برابر باشد اما دیگر پایش جلو یا عقب قرار بگیرد، و مراوحه برای کسیکه عذر دارد جایز و برای کسیکه عذری ندارد مکروه است.
امام نووی رحمه الله فرمودند: «اگر نمازگزار بر یک پای ایستاده شود : نماز اش صحیح است ولی کراهت دارد، اما اگر معذور باشد کراهیتی ندارد». ( المجموع ) ( 3 / 230 ) .

همچنان ابن عثیمین رحمه الله در این بابت میفرماید : «اما یک درمیان کردن (پا) که به آن مراوحه بین پاها گویند بگونه ایکه گاهی بر یک پا و گاهی دیگر بر پای دیگر اعتماد و تکیه شود، این کار ممانعتی ندارد، اللخصوص وقتی که ایستادن انسان (در قیام نماز) طولانی شود، اما نباید یکی از پاها جلوتر از دیگری باشد، بلکه باید هر دو پا مساوی هم قرار بگیرند». (الشرح الممتع) (3/224) .
وضعیت  دست ها در حال تکبیر تحریمه :
در حالیکه نمازگزار در حال گفتن تکبیر  تحریمه است ، کف هر دو دست  خویش رابطرف قبله نموده و انگشتان دستها بحالت عادی باز گذاشته شوند. بعد از گفتن تکبیر تحریمه ( الله اکبر )  دست راست خویش بالای دست چپ بشکل ذیل قرار دهد که : انگشت کوچک و شصت دست راست را در بند دست چپ مانند حلقه خویش بیندد و سه انگشت متباقی را بحالت عادی بالای دست چپ هموار بگذارد.
 شیخ البانی در کتاب صفت نماز پیامبر صلی الله علیه در مورد بلند کردن دست های در تکبیر تحریمه در نماز مینویسد :همزمان با تکبیر، یا قبل از آن، و یا بعد از آن، دستهایش را بلند نماید، همه اینها در سنت به ثبوت رسیده است.
و در حالی که انگشتان کشیده شده
، دستهایش را بلند کند.و دو کف دستش را برابر شانه‌هایش قرار دهد، وگاهی هم میتواند در بلند نمودن دستها مبالغه نماید بطوریکه میتواند دست های خویش را تا نزدیک گوشهایش برساند. ( ونقطه قابل دقت دراین است که با انگشتان ابهام نرمه گوش را دست زدن و گرفتن، در سنت هیچ اصلی ندارد، بلکه این عمل  ریشه در وسوسه دارد)

فلسفه تكبیرة الاحرام  ویا تکبیر تحریمه:
قبل از همه باید گفت که هدف ومقصد  از گفتن « الله اكبر» در اول هر نماز (پس از نیت ) واجب وركن  نماز بشمار میرود ،واین گفتن «الله اكبر»را تكبیره الاحرام یا تكبیر افتتاح می گویند.
به این دلیل این تكبیر به تكبیره الاحرام نامیده شده ، زیرا نماز گزاربه وسیله این تكبیر انجام آنچه نماز را باطل می كند وبرخویش حرام می كند.
طوریکه  شخصی که به ادای مراسم حج تشریف می برد ، با مجرد پوشیدن لباس احرام مٌحرم می شود ووارد حرم الهی می گردد نماز گزار هم با گفتن  تکبیر تحریمه « الله اكبر» وارد حرم نماز می گردد.
در مورد فلسفه تکبیر تحریمه علماء  میفرمایند که  پس از نیت كه تصمیم بر انجام عبادت براى الله و برپایى نماز به قصد تقرّب به پروردگار، وارد نماز مى‏شویم. البته همراه با «حضور قلب» و آمادگى روحى و توجّه كامل به پروردگارروبروی قبله ایستاده میشویم .
این توجّه و حضور دل، همچون روح براى نماز است
.
الله تعالی برتر و بزرگتر از فكر و خیال ما و برتر از توصیف با قلم و بیان ماست. عظمت او، فراتر از درك و شناخت و تصوّر ماست. هرچه را اراده كند، در همان لحظه انجام مى‏گیرد.

گفتیم : «
اللّهُ اكبر» الله بزرگ تر است . بزرگ تر از هر چه به وصف آیدو در ذهن و زبان بگنجد.
بزرگ تر از آنچه مى گویند و مى خوانند و مى شناسند.
 بزرگتر از فكر و خیال و اندیشه ما و در واقع بزرگ تر از آنكه با دیگران مقایسهشود.
گفتیم  با این كلام نماز ما  شروع مى شود.
 این شعار با عظمت  ، تكبیرة الاحرام است ، یعنى اللّهاكبرى كه با آن به حریم نماز داخل  مى شویم و غیر الله دیگر همه چیزی  را از یاد مى بریم و براى جزاو عظمتى نمى شناسیم و كارهاى خلاف را بر خود حرام مى كنیم .
- توجّه قلبى به عظمتالله  را با تكبیر بر زبان مى آوریم تا زبان مان با دل مان همصدا شود. اللّه اكبر، خطبطلانى است بر همه قدرت هاى طاغوتى ، وسوسه هاى ابلیسى وشیطانی و جاذبه هاى مادّى .
- انسان هرچه خداشناس تر شود و عظمت ها و نعمت ها و قدرت هاى الهى را بیشتر بشناسد، جز الله  هرچه هست در نظرش كوچك مى شود و خدا بزرگ تر از هر چیز، بلی ... اللّه اكبرفرمانش مطاع است. پدیده‏ها و انسان را از نیستى به وجود آورده، همه را روزى داده، هدایت كرده، بازگشت همه به سوى اوست و جان و هستى همه جانداران و جمادات، در دست قدرت اوست.
 اوست كه عزّت مى‏بخشد و او است که انسان را ذلیل می سازد ، بى‏نیاز است و همه به او محتاجند، انسانها را در رحم مادران، تصویرگرى مى‏كند، غرائز هدایتگر را در فطرت آن‏ها به ودیعت مى‏گذارد، مریض ها  را شفا مى‏دهد، ناتوان را توان مى‏بخشد، همه چیز مردنى و فانى است مگر ذات او. در قیامت، حساب و كتاب و پاداش و كیفر همه، با اوست. آن روز معلوم خواهد شد كه همه كاره اوست و دیگران را كارى ساخته نیست و آنانكه به درگاه غیراو روى آورده‏اند، باخته و زیان كرده‏اند...»
نماز خویش را با نام چنین خداى  با عظمت ، شروع مى‏گردد. الله اكبر، شعار برترى و اعتلاى مكتب و عقیده ماست.
گفتیم
 نماز با «الله اكبر» شروع مى‏شود و با «رحمة‏الله» ختم مى‏گردد.
تکبیر تحریمه به نظربـعضی علماء شامل فرائض داخلی و به نظر
  بعضی شامل فرائیـض خارجی نماز میباشد و وقتـیـکه نیت نماز را نمودید باز تـکبـیر تـحریمه اللهُ اَکْبَرْ ( الله تعلی بسیار بزرگ است) گـفـته میشود.
تـکبیر تـحریمه و طریـقه نماز:
گفتیم به اللهُ اَکْبَرْ گـفتن که اللهُ اَکْبَرْ  تـکبیر اولی است نماز شروع میشود و همراه با امام یـکـجا بدون وقـفه گـفته شود زیرا ثواب زیاد دارد و متباقی همه تـکبیرات به متابعت امام گـفته میشود، زمانیکه  تـکبـیر تـحریمه اللهُ اَکْبَرْ ( الله تعلی بسیار بزرگ است) گـفـته میشود، دست های خویش را تا شانه ها ویا هم تا برابر نرمی  گوش میرساند وکـف دستها باید طرف قبله باشد متباقی انـگشتان را به حالت عادی بـگیرد بعد از تـکبیر دستها را  بالای سینه قرار  بـگیرد که دست چپ در زیر دست راست را بالای بند ان بـگذارد طوریـکه به انـگشتان دست راست بند دست چپ رامحکم بگیرد.
دعایی که بین اقامه و تکبیرة الاحرام خوانده می‌شود:
سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم است زمانیکه  اقامه نماز خوانده  می‌شود ، مصلین  الفاظی را که اقامه کننده می‌گوید  باید آنرا تکرار کنند، بخاطر آنکه  اقامه، حکم آذان دوم را میدهد ومانند  آذان به آن جواب گفته می‌شود، با این تفاوت  زمانیکه  اقامه کننده « حیّ علی الصلاة و حیّ علی الفلاح » را می‌گوید شنونده به جای آن (لاحول و لا قوّة الاّ بالله)  بگوید، و و قتیکه الفاظ (قد قامت الصّلاة  ) خوانده  میشد  ، عین  همین الفاظ را باید در جواب آن گفته شود ،  و جمله‌ی اقامها الله را نگوید چون حدیثی که در این باره آمده ضعیف است و از حدیث صحیح ثابت است که رسول الله صَلَّى اللَّهِ عَلَیهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فرموده است : « إذَا سَمِعتُم المُؤذِّن فُقُولُوا مِثلَ مَایقُولُ» (هر گاه  (   ندای )  مؤذن را شنیدید آنچه را که می‌گوید شما هم بگوییدحکم این حدیث، شامل آذان و اقامه هر دو  می‌شود چون هر دو آذان نامیده می‌شوند هر گاه اقامه کننده (لا إله الاّ الله)  را به پایان می برد، شنوندگان بر پیامبر صَلَّى اللَّهِ عَلَیهِ ِ وَسَلَّمَ درود و سلام فرستاده و دعای( اللَّهُمَّ رَبَّ هَذِهِ اَلدّعوَةِ الـتّامّةِ والصّلاة القَائِمَةِ...)  را بخوانند، همان طور که پس از اتمام آذان نیز همین دعا را می خوانند .سایر دعای که توسط برخی  از مسلمانان در بین اقامه وتکبیر تحریمه گفته میشود درشرع دلیلی برایش دیده نمیشود . ( مواخذ : فتاوای انجمن دایمی مباحث علمی و افتا (6/89-90).

دعاء بعد از تكبیرة الاحرام و قبل از قرائت سوره فاتحه:
دعا
ی استفتاح :
اول  :
« سُبْحَانَکَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِکَ، وَتَبَارَکَ اسْمُکَ، وَتَعَالَى جَدُّکَ، وَلاَ إِلَهَ غَیْرُکَ » (أصحاب السنن الأربعه، صحیح الترمذی
۱/۷۷، وصحیح ابن ماجه ۱/۱۳۵٫ ) . ( بار الها! پاک و منزهى، و حمد از آنِ توست، و نامت با برکت است وقدرت و شکوه تو بسیار بالاست و هیچ معبودى بجز تو «بحق» وجود ندارد).
دوم :
«
اللَّهُمَّ بَاعِدْ بَیْنِیْ وَبَیْنَ خَطَایَایَ کَمَا بَاعَدْتَ بَیْنَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ، اللَّهُمَّ نَقِّنِیْ مِنْ خَطَایَایَ کَمَا یُنَقَّى الثَّوْبُ الأَبْیَضُ مِنَ الدَّنَسِ، اللَّهُمَّ اغْسِلْنِیْ مِنْ خَطَایَایَ بِالثَّلْجِ وَالْمَاِء وَالْبَرَدِ » (البخاری ۱/۱۸۱، ومسلم ۱/۴۱۹٫) (بار الها! بین من و خطاهاى من، همانند فاصله اى که بین مشرق و مغرب انداخته اى، فاصله بیانداز، و مرا از خطاهایم پاک ساز، همانند لباس سفیدى که از آلودگى پاک می‌شود. بار الها! خطاهاى مرا با برف و آب و تگرگ بشوى).
سوم :
« وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِیْ فَطَرَ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِیْفاً وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِیْنَ، إِنَّ صَلاَتِیْ، وَنُسْکِیْ، وَمَحْیَایَ، وَمَمَاتِیْ، ِللهِ رَبِّ الْعَالَمِیْنَ، لاَ شَرِیْکَ لَهُ وَبِذَلِکَ أُمِرْتُ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِیْنَ. اللَّهُمَّ أَنْتَ الْمَلِکُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَنْتَ رَبِّیْ وَأَنَا عَبْدُکَ، ظَلَمْتُ نَفْسِیْ وَاعْتَرَفْتُ بِذَنْبِیْ فَاغْفِرْ لِیْ ذُنُوْبِیْ جَمِیْعاً إِنَّهُ لاَ یَغْفِرُ الذُّنُوْبَ إِلاَّ أَنْتَ. وَاهْدِنِیْ ِلأَحْسَنِ الأَخْلاَقِ لاَ یَهْدِیْ ِلأَحْسَنِهَا إِلاَّ أَنْتَ، وَاصْرِفْ عَنِّیْ سَیِّئَهَا، لاَ یَصْرِفُ عَنِّیْ سَیِّئَهَا إِلاَّ أَنْتَ، لَبَّیْکَ وَسَعْدَیْکَ، وَالْخَیْرُ کُلُّهُ بِیَدَیْکَ، وَالشَّرُّ لَیْسَ إِلَیْکَ، أَنَا بِکَ وَإِلَیْکَ، تَبَارَکْتَ وَتَعَالَیْتَ، أَسْتَغْفِرُکَ وَأَتُوْبُ إِلَیْک » (
مسلم۱/۵۳۴٫ ) (من چهره ام را به سوى ذاتى متوجه کرده ام که آسمان ها و زمین را آفرید، در حالى که من از باطل روى گردان شده و به سوى حق آمده ام، و از مشرکان نیستم، نماز، عبادت، زندگى و مرگم از آنِ پروردگار جهانیان است که شریکى ندارد، دستور یافته ام که چنین کنم، و من از فرمانبرداران مى باشم. پروردگارا! توئى پادشاه، بجز تو، معبودى «بحق» وجود ندارد. تو پروردگار من هستى و من بنده ى توأم، بر خود ظلم کردم، و به گناهم اعتراف نمودم، همه ى گناهانم را ببخشاى، همانا بجز تو کسى گناهنم را نمى آمرزد.
الهى! مرا به نیکوترین اخلاق و خصلت ها، رهنمون فرما، همانا بجز تو کسى نیست که مرا بسوى آنها هدایت کند. الهى! خصلت هاى بد را از من دور بگردان، زیرا بجز تو کسى نیست که آن ها را از من دور بگرداند. من در بارگاهت حاضرم، و براى اطاعتت آماده ام، هرگونه خیر و نیکى در اختیار توست، بدى را به سوى تو راهى نیست. الهى! من به لطف تو موجودم، و به سوى تو متوجه ام، تو بسیار بابرکت و برتر هستى، از تو آمرزش مى خواهم، و در بارگاهت توبه می‌کنم).
چهارم :
«اللَّهُمَّ رَبَّ جِبْرَائِیْلَ، وَمِیْکَائِیْلَ، وَإِسْرَافِیْلَ فَاطِرَ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ، عَالِمَ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَهِ، أَنْتَ تَحْکُمُ بَیْنَ عِبَادَکَ فَیْمَا کَانُوْا فِیْهِ یَخْتَلِفُوْنَ، اهْدِنِیْ لِمَا اخْتُلِفَ فِیْهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِکَ، إِنَّکَ تَهْدِیْ مَنْ تَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیْمٍ  » (مسلم
۱/۵۳۴٫ )  (الهى! پروردگار جبرائیل و میکائیل و اسرافیل، اى مبدع آسمان ها و زمین، و آگاه از دنیاى پنهان از دیدگان، و مطلّع از جهان عیان، تـو در بین بندگانت در آن چـه که در آن اختـلاف مى ورزند، حاکمى، مرا به آنچه که از حقّ در آن اختلاف شده است، با اراده ات هدایت کن، چرا که تو هرکس را که بخواهى به راه راست هدایت می‌کنى).
پنجم :
 «اللهُ أَکْبَرُ کَبِیْراً، اللهُ أَکْبَرُ کَبِیْراً، اللهُ أَکْبَرُ کَبِیْراً، وَالْحَمْدُ ِللهِ کَثِیْراً، وَالْحَمْدُ ِللهِ کَثِیْراً، وَالْحَمْدُ ِللهِ کَثِیْراً، وَسُبْحَانَ اللهِ بُکْرَهً وَأَصِیْلاً»   ثلاثاُ « وَأَعُوْذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ: مِنْ نَفْخِهِ، وَنَفْثِهِ، وَهَمْزِهِ  »
(
 أبو داود ۱/۲۰۳، وابن ماجه ۱/۲۶۵، وأحمد ۴/۸۵، و مسلم از ابن عمر م به این صورت و در ضمن قصه‌اى روایت شده است)(الله، برترین و بزرگترین است، همه ى ستایش ها به کثرت مخصوص اوست، من صبح و شام او را تسبیح مى گویم) ( سه بار)  (به الله پناه مى برم از غرور، سحر و وسوسه‌ی شیطان).
ششم :
 « اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ أَنْتَ نُوْرُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَنْ فِیْهِنَّ، وَلَکَ الْحَمْدُ أَنْتَ قَیِّمُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَنْ فِیْهِنَّ، ( وَلَکَ الْحَمْدُ أَنْتَ رَبُّ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَنْ فِیْهِنَّ) (وَلَکَ الْحَمْدُ لَکَ مُلْکُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَنْ فِیْهِنَّ) (وَلَکَ الْحَمْدُ أَنْتَ مُلِکُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ) (وَلَکَ الْحَمْدُ أَنْتَ الْحَقُّ وَوَعْدُکَ الْحَقُّ، وَقَوْلُکَ الْحَقُّ وَلِقَاؤُکَ الْحَقُّ، وَالْجَنَّهُ حَقٌّ وَالنَّارُ حَقٌّ، وَالنَّبِیُّوْنَ حَقٌّ، وَمُحَمَّدٌص حَقٌّ وَالسَّاعَهُ حَقٌّ) (اللَّهُمَّ لَکَ أَسْلَمْتُ، وَعَلَیْکَ تَوَکَّلْتُ وَبِکَ آمَنْتُ، وَإِلَیْکَ أَنَبْتَُ، وَبِکَ خَاصَمْتُ، وَإِلَیْکَ حَاکَمْتُ، فَاغْفِرْ لِیْ مَا قَدَّمْتُ، وَمَا أَخَّرْتُ، وَمَا أَسْرَرْتُ، وَمَا أَعْلَنْتُ) (أَنْتَ الْمُقَدِّمُ، وَأَنْتَ الْمُؤَخِّرُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ) ( أَنْتَ إِلَهِیْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ ». (البخاری مع الفتح
۳/۳ و۱۱/۱۱۶ و ۱۳/ ۳۷۱ ، ۴۲۳، ۴۶۵ ومسلم همانند آن به صورت اختصار روایت نموده است ۱/۵۳۲٫) ( بار الها! حمد از آنِ تو است، تو نور آسمان ها و زمین، و آنچه که در ما بین آنهاست، هستى. حمد از آنِ تو است، تو سرپرست آسمان ها و زمینى، و آنچه که در بین آنهاست. (و حمد از آنِ تو است، تو پروردگار آسمان ها و زمین و آنچه که در بین آنهاست، هستى).  ( و حمد از آنِ تو است، تو پادشاه آسمان ها و زمین هستى). ( و حمد از آنِ توست) ( تو حقّى، وعده، گفتار، لقاء، بهشت، آتش، پیامبران، محمدص، و روز قیامت حقّ هستند) (پروردگارا!من تسلیم توأم، و بر تو توکّل نمودم، و به تو ایمان آوردم، و به سوى تو برگشتم، و بخاطر تو دشمنى ورزیدم، و حاکمیت از آنِ تو است، و گناهانى را که پیش از مرگ فرستاده ام و آنچه را که بعد از مرگ، خواهند آمد، و آنچه را که پنهان نموده ام، و آنچه را که آشکار ساخته ام، ببخشاى، تقدیم و تأخیر بدست تو است، و هیچ معبودى بجز تو «بحق» وجود ندارد).
فضلیت تکبیر تحریمه در روایت اسلامی :
از جمله امور مستحب و سنت؛ حاضر شدن در نماز جماعت هنگام تکبيرة الاحرام امام است، و در مورد فضيلت دريافتن امام در آن وقت آثار و نصوصي وارد شده است از جمله روايتي که امام ترمذي از انس بن مالک رضي الله عنه آورده که گفت: رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: «مَنْ صَلَّى لِلَّهِ أَرْبَعِينَ يَوْمًا فِي جَمَاعَةٍ يُدْرِكُ التَّكْبِيرَةَ الْأُولَى ، كُتِبَتْ لَهُ بَرَاءَتَانِ : بَرَاءَةٌ مِنْ النَّارِ ، وَبَرَاءَةٌ مِنْ النِّفَاقِ» ترمذي (241)يعني: «هرکس چهل روز نمازش را در جماعت با تکبيره الإحرام بخواند، برايش دو برائت نوشته مي‌شود: نجات از آتش جهنم و برائت از نفاق».
اين حديث بصورت موقوف از انس بن مالک رضي الله عنه روايت شده و البته برخي گفته اند که اين حديث مرفوع است ولي امام ترمذي و دارقطني گفته اند که موقوف بودن حديث راجح است، و علامه الباني حديث را حسن و مرفوع دانسته است.  
- سعيد بن مسيب رحمه الله از کبار تابعين میفرماید : به مدت پنجاه سال تکبيرة الاحرام آغازين جماعت را از دست ندادم. « حلية الأولياء »  (2 /163).
- وکیع بن جراح میفرماید : کاکایش نزديک به هفتاد سال تکبيرة الاحرام اول (نماز جماعت) را از دست نداد، و من نزديک به دوسال کمتر از او بودم و نديدم که او رکعتي را از دست داده باشد.
  « مسند ابن الجعد » (755)
-  از إبراهيم نخعي روايت است که : هرگاه کسي را ديدي که نسبت به دريافتن تکبيرة الاحرام آغاز جماعت سستي مي کند، دستت را از او بشور (يعني خيري در او نيست).

« حلية الأولياء » (4 /215).
- يحيي بن معين میفرماید : شنيدم که وکيع مي گفت: کسي که تکبيرة الاحرام اول را درنيابد پس انتظار خير آنرا نداشته باشد « شعب الإيمان» للبيهقي (2652) .
ابن حجر رحمه الله میفرماید : «  آثار منقول زيادي از سلف در مورد فضيلت دريافتن تکبيرة الاحرام وارد است» .«التلخيص الحبير» (2 /131).
بنابراين بر نمازگزارن است تا به رسيدن تکبيرة الحرام آغازين امام در نماز جماعت حريص بود.
ماموم چگونه میتواند  فضيلت تکبيرة الاحرام را کمایی نمود :
علما در مورد اینکه ماموم چگونه میتواند فضیلت تکبيرة الاحرام را کمایی نماید اقوالی متعددی را ارائیه نموده اند که در اینجا به ذکر چند قولی  از اقول علماء  اکتفاء مینمایم :
اول:
 ماموم با حضورش در وقت گفتن تکبيرة الاحرام امام، فضيلت آنرا دريافته است و بايد تکبير ماموم بدون تاخير بعد از تکبير امام باشد
.
دوم:
 ماموم فضيلت آنرا تا زمانيکه هنوز امام شروع به فاتحه نکرده دريافته است
.
سوم:
 هرگاه ماموم قبل از اينکه امام قرائت فاتحه را بپايان برساند به وي برسد، او فضيلت تکبيرة الاحرام را دريافته است. و اين قول وکيع است چنانکه هنگامي که از او در مورد حدود تکبيرة الاولي مي پرسند او جواب مي دهد: « تا زمانيکه هنوز امام قرائت فاتحه را تمام نکرده است» . «طبقات المحدثين» للأصبهاني (3/219).

چهارم:
 هرگاه ماموم در هنگام قيام رکعت اول به امام برسد، او فضيلت تکبيرة الحرام را دريافته است زيرا محل و وقت تکبيرة الاحرام، قيام رکعت اول است.
پنجم:
 ماموم فضيلت تکبيرة الاحرام را تا رکوع رکعت اول امام ماداميکه به آن برسد دريافته است. و اين مذهب امام صاحب ابوحنفيه است
.( برای مزید معلومات مراجعه فرماید : به «رد المحتار» (4/131)، «  الفتاوى الهندية » (3 /11)، « المجموع »(4/ 206).
بنظر مي رسد که قول اول صحيح تر باشد و آن قول جمهور علما از جمله قول ونظریه امام شافعي و امام حنابل نيز مي باشد.
امام نووي میفرماید : «مستحب است که ماموم بر رسيدن به تکبيرة الاحرام آغازين امام محافظت و تداوم داشته باشد، و چندين قول در مورد وقت دريافتن آن وارد شد است که صحيح ترين آنها آنست که ماموم شاهد و شنونده ي تکبيرة الاحرام امام در آغاز نماز باشد و او نيز بعد از وي تکبير بگويد، چنانکه بعد از آنزمان برسد ديگر فضيلت آنرا از دست داده است...» . «روضة الطالبين وعمدة المفتين» (1 /446).
و امام ابن رجب میفرماید : « ابراهيم بن حارث از امام احمد ذکر کرده؛ کسي که در لحظه ي تکبيرة الاحرام امام همراه او نباشد پس او فضيلت آنرا درنيافته است».
و باز میفرماید :« وکيع گفته است: کسي که با امام خود آمين (بعد از فاتحه) را دريابد، پس او فضيلت تکبيرة الاحرام با امام را دريافته است. ولي امام احمد اين گفته را رد کرده و مي گويد: فضيلت تکبيرة الاحرام جز با رسيدن به تکبيرة الاحرام امام حاصل نمي شود.»
و ابن مفلح رحمه الله میفرماید :«جماعتي گفته اند: فضيلت تکبيرة الاحرام اول جز با حضور در لحظه ي گفتن تکبير امام حاصل نمي شود.».«الفروع» لابن مفلح (1/521) .
و حجاوي گفته: رسيدن به تکبيرة الاحرام امام فضيلت است، و اين امر با حضور ماموم در هنگام تکبير امام و گفتن تکبير توسط او بعد از تکبير امام حاصل مي شود.»
و شيخ ابن عثيمين میفرماید : «سنت آنست که هرگاه امام تکبير گفت تو نيز بعد از وي تکبير بگويي تا فضيلت تکبيرة الاحرام را بدست آوري، چنانکه از پيامبر صلي الله عليه وسلم ثابت شده که فرمود:«إذا كبر فكبروا» يعني: هرگاه امام تکبير گفت پس شما نيز تکبير بگوييد، حرف (فاء) در « فکبروا» بر ترتيب و تعقيب دلالت دارد، يعني از لحظه اي که امام تکبير مي گويد و صوت او با (راء) در (الله اکبر) قطع مي شود، تو نيز تکبير بگو و نبايد در آن لحظه به چيز ديگري مشغول باشي؛ نه دعا و نه سخن گفتن با پهلوي خود، زيرا اشتغال به اين موارد در آن لحظه باعث خواهد شد تا فضيلت تکبيرة الاحرام را از دست بدهي» .«لقاء الباب المفتوح» (2/192).
و شيخ صالح فوزان مي گويد: «فضيلت تکبيرة الاحرام جز با حضور ماموم در هنگام تکبير امام حاصل نمي شود.». «الملخص الفقهي» (1/140)
حکم فراموشی  تکبیرتحریمه در نماز:
گفتیم که تکبیرة الاحرام آغازین نماز از ارکان نماز است، و هرکس عمدا یا سهوا آنرا فراموش کند ویا نگوید، نمازش باطل است و بر وی لازمست که نمازش را از سر واز نواعاده نماید ، و اما کسی که در نماز جماعت باشد و بعد از خواندن مقداری همراه امام بیاد آورد که تکبیرة الاحرام را نگفته، لازم نیست نمازش را قطع کند، بلکه از لحظه ای که بیادمی آورد باید تکبیرة الاحرام را بگوید گویا تازه وارد جماعت شده است وهمانجا راابتدای نمازش قرار دهد، و بعد از سلام امام نمازش را تکمیل کند.
شیخ  ابن باز رحمه الله  در جواب  سوالی ، اگر کسی تکبیرة الاحرام را فراموش کند، آیا به نماز خویش ادامه دهد تا تمام می شود و بعدا آنرا تکرار کند، و یا نمازش را قطع کند و تکرار نماید؟
میفرماید  : «اگر گفتن تکبیرة الاحرام را فراموش کند یا در گفتن آن شک کند، بر او لازمست بلافاصله که متوجه می شود تکبیر گوید، و بنا را بر آنچه بعد از تکبیر درمی یابد قرار دهد، مثلا اگر بعد از رکعت اول امام تکبیر گفت، اینگونه حساب کند که او رکعت اول را از دست داده و لذا بعد از سلام امام (برخیزد) و آن یک رکعت را قضاء نماید، و اگر در رکعت سوم تکبیرش را گفت، اینگونه حساب کند که دو رکعت را از دست داده، لذا بعد از سلام امام دو رکعت را قضاء کند، و این هنگامی است که دچار وسوسه نشده باشد، اما اگر فرد وسواسی باشد یا دچار وسوسه شده باشد، اینگونه حساب کند در همان اول نماز تکبیر گفته، و چیزی را (بعد از سلام امام) قضاء نکند، تا مایه خواری شیطان و مقابله با وسوسه او باشد». مجموع فتاوی الشیخ ابن باز (11/275) .
یادداشت در مورد سکوت در حال قیام :
محدثین در مورد سکوت ومکث در قیام نمازمینویسند که از پیامبر صلی الله علیه و سلم دو بار مکث در قیام نماز وارد شده است، یکی مستقیما بعد از تکبیرة الاحرام، و دیگری درست قبل از رکوع.
سکوت بعد از تکبیرة الاحرام بخاطر قرائت دعاء استفتاح میباشد که  البته قرائت آن سنت است.
ولی سکوت  قبل از رکوع و بعد از قرائت قرآن، سکوتش کوتاهتر است و چیزی خوانده نمیشود، و شاید علت مکث قبل از رکوع آنست که پایان قرائت قرآن به الله اکبر رکوع وصل نشود، لذا سنت است که پس از پایان قرائت کمی مکث کرد، و سپس الله اکبر رکوع گفت و به رکوع  رفت
پایان

فهرست موضعات مندرج :
- قیام وایستاده شدن  درنماز
- فاصله بین پاها در قیام 
- مراوحة در نماز 
- وضعیت  دست ها در حال تکبیر تحریمه  
- فلسفه تكبیرة الاحرام  ویا تکبیر تحریمه
-  تـکبیر تـحریمه و طریـقه نماز
- دعایی که بین اقامه و تکبیرة الاحرام خوانده می‌شود
- دعای استفتاح   

- فضلیت تکبیر تحریمه در روایت اسلامی  
- ماموم چگونه میتواند  فضيلت تکبيرة الاحرام را کمایی نمود  
- حکم فراموشی  تکبیرتحریمه در نماز
-  یادداشت در مورد سکوت در حال قیام  
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

قیام وتکبیر تحریمه

تـتـبـع ، نـگارش و نوشته از:
الحـاج امیـن الـدیـن  « سعـیـدی سعید افغانی »
وداکتر صلاح الدین « سعید ی سعـید افغانـی »

ادرس ارتباطی :
 
saidafghani@hotmail.com 

   strategicstudies@yahoo.com

 

 

بخش نظرات براي پاسخ به سوالات و يا اظهار نظرات و حمايت هاي شما در مورد مطلب جاري است.
پس به همين دليل ازتون ممنون ميشيم که سوالات غيرمرتبط با اين مطلب را در انجمن هاي سايت مطرح کنيد . در بخش نظرات فقط سوالات مرتبط با مطلب پاسخ داده خواهد شد .

شما نيز نظري براي اين مطلب ارسال نماييد:


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی