close
تبلیغات در اینترنت
زنان کشتزار شما اند؟

qvrz_زنان_شما_گشتزار_شما_اند_-1.jpg

 بسم الرحمن  الرحيم

زنان  شما گشتزار شما انـــــد؟

 پروردگار با عظمت در قرآن عظیم الشان میفرماید : « ويسـئلونك عن المحيض قل هو اذى فاعتزلو ا  النسا ء  فى  المحيض  ولا تقر بو هن  حتى يطهرن فإذا تطهرن فا توهن من حيث امركم الله . إن الله يحب التوابين ويحب المتطهرين. نسا ؤكم حرث لكم  فاتوا  حر ثكم انى شئتم وقدموا  لا نفسكم  واتقوا  الله  واعلموا  انكم  ملاقوه وبشر  المؤمنين .»( سوره بقره آيات 222 و 223  ).

« از تو  در باره (  آميزش با زنان  هنگام  حيض ) سؤال ميكنند بگو: كه آن نجاست است  براى زنان بايد كه از زنان در حــال حيض كناره گيرى كنيد وبا ايشان  در حال حيض  نزديكى  جنسى  ننما ئيد  تا وقتى كه پاك  شوند پس همينكه  غسل كردند وپاك شوند ،   پس نزديكى كنيد با ايشان از جايى  كه الله به شما  امر نموده  است . (  وراه  طبيعى  زنا شويى  وو سيله  حفظ نسل است )  با آنان نزديكى كنيد   هر آيينه الله  دوست  ميدارد توبه كنندگان  را ، ودوست ميدارد آنهايى را كه  در پى پاك شدن هستند.

زنان  شما كشتزار  شما اند از هر طرف  كه خواستيد  به كشتزار خود  در ائيد ودر صدد پديد  اوردن  يا دگارى  ونسلى  براى خود برا ئيد واز خدا  پروا كنيد و بدانيد  كه شما  اورا  ديدار وملاقات  خواهيد كرد ومؤمنين  را بشارت ده » .

در آیهء متبرکهء که در فوق  تذکر یافت ، پرودرگار با عظمت ما احکام زناشویی را که وسیله حفظ نسل بشری در روی زمین، محبت و تنظیم کنندهء بخش از زندګې انساني است،  با دقت وحکمت خاصی به شکل که برای انسانها بیشتر قابل فهم و است، بیان داشته است.

الله تعالی در این آیه متبرکه ابتدا  به روابط  زناشویی در حالحیض می پردازد ، و احکام  ان  را بیان میدارد . در این آیه متبرکه به مسلمانان  با صراحت  تام امر میفرماید ،  تا زمانیکه زنان  شما  از حیض پاک نګردند،   نباید به آنان نزدیکی نماید،  وبه تعقیب  آن فرموده است که: «  نساؤكم حرث لكم ، فاتو حرثكم انى شئتم» ( زنان  شما  كشتزار شما   اند  پس بياييد  به كشتزارتان به هر  نوعى  كه خواهيد ) كلمه «  حرث »   مصدر  وبه معناى زراعت  است  ومانند زراعت  بر زمينى  هم  كه در آن  زراعت  مى شود،  اطلاق  مى گردد.

علماء میگویند که كلمه انى) از اسماى شرط  است، كه مانند كلمه (  متى )  در خصوص  زمان  استعمال  مى شود، البته  گاهى اوقات  هم در مكان  هم بكار برده میشود.

حالا  اگر کلمه (انی ) را  در آيه  متبركه به معنى مكان  استعمال گردد معناى  آيه  عبارت است :

«  شما به گشتزار خود  داخل شويد ، از هر محلى كه خواستيد» ،  واگر کلمه  (انی ) به معناى  زمان  مورد  استعمال قـرار  گيرد، معناى آیه  عبارت است از:

« شما هر وقت خواستيد  به گشتزار   خود  برويد. ولى  مكان آنرا زنان  انتخاب  ميكند ، نه مردان . »

خلاصه  به هر معناى که کلمه (انی) مورد استفاده قرار گیرد ،  مى خواهد این  اطلاق را بر ساند ، مخصوصٱ با قيد « شئتم» اين  اطلاق  روشنتر  به چشم  مى خورد ، وايـن همان  مانعى است  كه نمى  گذارد  جمله «  فاتو  حر ثكم»   دلالت  بر وجوب  كند ،  چون معنا ندارد  عملى را واجب كند  وبه تعقيب  اختيار  انجام آن  را  به خود واگذار كند.

اگر به حاصل  كلام در معناى آيه متبركه « نساؤكم حرث لكم» توجه نمايم در خواهيم   يافت  كه نسبت  زنان   به جامعه  انسانى  نسبت  كشتزار  است به انسان كشت كـار ،  همانطوريكه  گشتزار  براى بقاى  بذرونسل    لازم  است ،  واگر نباشد بذرها  به كلى  نابود  مـى شود ، وكشت كار ،  وديگر  غذاى بــراى  حفظ  حيات  وابقاى  آن  نمى ماند ، 

همچنان  اگـر  زنان  نباشد  نوع انسانى  دوام  نمى يابد ، ونسلش از روی  زمین  قطع  مى شود ، در این هیچگونه شک نیست که پروردگار ما تكون  وپديد امدن  انسان وبا  به عباره ديگر امدن  انسان  را الله   تنها  در  رحم  مادران قرار  داده ،  ودر مقابل  طبعيت  مردان را طورى  قرار داده  است كه متمايل  بسوى زن  باشد .  ودر بين  هـر  دو  جنس انسانى (  مرد وزن )  مودت ورحمت  بر قرار  بوده  وبه اثر همين جذبه وكشش  وسيله  باشند  براى  بقاى  نسل  انسانى .

 

زنان  شما  گشتزار  شما اند پس بيايد به  گشتزار  خود   به هر  نوعى  كه خواهيد .  اين  معنا  را ميرساند كه ميتوانيد با زنان خود  چه از   طريق  پيش  رو  وچه از طريق پشت سر  و چه  به شكل خوابيده  وياهم بشكل ايستاده  چـه شب باشد وچه روز ،  قرابت  نمايد ،   ولى  در همه اين احوال از مجراى  فرزند  مجراى كه  فرزند  در آن  تكوين  مى يابد، ودر جاى  كه نطفه در آن  ذرع ميگردد ، وطفل از آن  بدنيا مى آيد.   بايد  به كشتزار  كه همان  فرج زن است .  در محل كه «  من حيث امر كم الله»(  در محل كه  خالق  تو بدان  امر نموده است ) داخل گرديد.

دبـــر (به ضم دال وب و سکون ری) وعقب  زن  هيچ وقت گشتزار نبوده  وداخل شدن  به ان  به اساس  حكم  صريح قرآنى  حرام ميباشد. « فأ توهن  من حيث أمركم  الله  »   پس  نزديكى كنيد با ايشان انطوريكه الله تعالی بدان  امر نموده است . بقره آيت ۲۲۲ )

نه تنها قرآن  عظیم الشان از جماع از دبر منع فرموده است ، بلکه پیامبر اسلام وناجی بشریت  محمد صلی الله علیه وسلم با صراحت   فرموده است : « لا تأتو  النسا ء  فــى أدبارهن»( نياييد زنان را  در  دبر  هاى شان )( احمد ، ابن ماجه  وترمذى ).

در حدیثی دیگری از حضرت  ابو  هر يرة  ( رض )   روايت شده  كه پيامبر صلی الله علیه وسلم   فرمود ه است :« ملعون من  أتى إمرته فى دبر» (لعنت شده  بر كسيكه  بيايد  زن خود را  دردبرش).( احمد واصحاب  سنن )به سند صحيح  روايت  گرديده  كه حضرت عمر  ( رض  به پيامبر صلی الله علیه وسلم  گفت :« حـولت  رحلى  البارحه»(  يعنى  وارونه  كردم  با رخويش را ديشب پس  پيامبر صلی الله علیه وسلم   فرمود: « أقبل وأدبر  وأتق  اليحضة والدبر»( بيا از جـانب  پيش واز جانب  پس وپر هيز  كن  از وطى زن در حالت حيض ودر دبر )( احمد )

 بدون شك  كه ضرر  جماع  شخص با زنش  در دبر  كمتر  از خطر  جماع  در  حال حيض  يا نفاس نيست . بنابر مهم بودن  موضوع  است که پردگار ما در بدو آیه متبرکه مسایل  حیض را توضیح وتشریح  مینماید وبعدآ  به مساله که زنان شما گشتزار شما اند می پردازد .



 

حــیــض :

همانطوريكه ملاحظه فرموديد :

  الله تعالی در بدو آیه ( 222 و223  ) سوره بقره میفرماید :«  ويسئلونك عن الميحض قل هو اذى .. »   كلمه ( محيض)  مصدر( حاضت  المراة تحيض )  است ، ومعنى آن چنين ميشود : 

« حيض جريان خون  است كه از شر مگاه زن بدون  ولادت وپاركى  در حاليكه دارائى  صحت است ، خـارج ميگردد »   وچون اين مصدر  مختص زنان است لذا  اسم فاعل  آن را مذ كر   هم  مى آورند ،  وميگويند  زن حائيض  . ».

« محيض» پرودگار «   اذى»    معرفى داشته اند ، واين بدين معناى است  كه خون كه به عادت زنان  متعلق ميگردد ، واز عمل  خــــاصى  حاصل  مى شود  كه طبعيت زن  در مزاج  خون  طبعيى  زن  انجام  مـــى دهد ،  ومقدارى از خون  طبعيى  اورا فاسد  ، واز حال  طبعيى  خارج نموده  ،  وبه داخل  رحم  مى فرستد  ، تا  بدين وسيله  رحم را پاك  كند ،  ويا اگر جنين در آن باشد ،  با آن  خون  جنين را  غذا دهد ، ويا اگر طفلى  بدنيا  آمده  ماده  اصلى  براى  ساختن  شير  جهت  طفل  را آماده  سازد.      

مفسرين تفسير كلمه «   اذى»  را به معناى ضرر  گرفتند ، ومحيض  را هم  به معناى جمع  شدن با زنان  در حال حيض  گرفته  ودر مجموع  در معناى  آيه متبركه  گفته اند: « از تو مى پرسند  آيا در چنين  حالتى جأيز است كه انسان  با زن خويش آميزش كند ؟ درجواب آن گفته  شود ، اين عمل  ضرراست. واين مسله  به فهم منطقى هم   دقيق است  طوريكه اطبا ء هم  گفته اند : » طبعيت زن  در حال حيض  سر گرم  پاك كردن  رحم،   واماده كردن  آن براى  حامله  شدن است ، وجماع در اين حالت  اين نظام را مختل  مى سازد ، وبه نتيجه  اين عمـل  طبعى  يعنى  بـه حمل  (  وبــه  رحم  زن )  ضرر ميرساند. پس«  فا عتزلوا  النسا ء  فى المحيض ،  ولا تقر بو هن .. » كلمه « اعتزال »  كه جمله«  فاعتزلو هن»  امر  از آن است  ، به  معناى  عزلت  گرفتن ،  ودورى جستن  ازآميزش   است . ومراد از اعتزال  ترك نزديكى  از محل  خون است .

سبب حيــــض:

ام المؤمنين  بى بى عائشة ( رض )   روايت نموده   كه پيامبر اسلام  در مورد

حيض   فرمود :« إن هذا  امــر كتبه  الله  تعالى  على بنات آدم»( متفق عليه »

( حيض امريست كه خداوند  تعالى  بر دختران  آدم  لازم  كرده است .)

نظريات مذاهب مختلف در مساله محيض:

در مساله محيض  يهودي ها  شدت عمل را  بخرچ داده اند ، مردان  يهودى در حال حيض  زنان ، حتى از غذا  وآب ومحل  زندگى  وبستر  زنان  دورى  مـى كردند ،  ودر تورات  نيز احكامى  سخت  در باره  زنان  حا ئض  وكسانى  كه در محل  زندگى  ودر  بستر  وغيره  با  ايشان  نزديكى مى كنند وارد شده است.

اما  نصارا ،  در مذهب  خويش هيچگونه  حكمى را  درمورد جماع  ونزديكى با زنان ، ذكر نه نموده اند . حالت مشركين  عرب  نيز  در همين  وضع  بود ، ولى  ساكنين  مدنيه  ودهات  اطراف آن ، از اين  كار اجتناب  مى كردند ،  واين  بدان جهت بود  كه اداب  ورسوم يهوديان در ايشان  سرايت  كرده بود  وهمان  سخت گيرى هاى  يهود  را در  معاشرت  با زنان  حائض معمول ومراعت   مى داشتند ، و اما ساير  اعراب ، حتى اين عمل را مستحب  هم  ميدانستند ، مى گفتند جماع با زنان  در حال  حيض  باعث  مى شود فرزندى كه ممكن است در نطفه بوجود ايد  خوانخوار باشد ، وخونخوارى  در ميان عده اى از عشاير اعراب  صحرانشين  صفت  خوبى به حساب ميرفت. 



جـمـاع در هنگا م حيض :

شريعت اسلام  بر  اساس حكم قران عظيم الشان  جماع  در هنگام حيض  را منع و حتى حرام اعلام نموده ، و پيروان خويش   را از آميزش  در حال حيض  منع  نموده  است . 

دين اسلام  بـه صراحت تــــام  به پيروان خويش  هدايت داده است  تا « از زنان  در حال حيض كناره  گيرى  نمايد. »  ولى در ساير  معاشرت بازنان  حـائض  راه   وسط  وميانه  را نه افراط  يهوديت ونه تفريط  نصارا   را در پيش گرفته ،  وبه پيروان خويش  هدايت داده است كه در هنگام  عادت زنان از محل ترشح خون  با زنان خويش  نزديكى  نكنند. ولى  از ساير  تمتعات  ميتواند مستفيد گردند.

همه علما بر اين راي اند كه جماع مرد  با همسر خود  در حال حيض  حرام است ،  وبر زن واجب است  كه همسر خود را  از اين عمل  باز دارد وبا آن مخالفت  ورزد  كه با در خواست شوهر ش در اين مورد  موافقت  نكند زيرا  اطاعت از مخلوق  در مقابل مخالفت با خالق  جائز نيست .

امام نووى رحمة  الله  در شرح مسلم ( ۲۰۴ / ۳) ميفرمايد :    اگر مسلما نى  معتقد  به جواز  آميزش با حائض در فرجش (  از راه طبيعى )   باشد ، كافر  ومرتد  مى شود ؛ واگر  كسى  اين كار  را انجام  دهد  ومعتقد  به حلال  بودن  آن  نباشد  اگر فراموش  كرد يا  از وجود حيض خبر نداشت  يا ندانست  كه حرام است  يا كسى  به زور  او را  وادار به اين كار  كرد،  هيچ گناهى  بر او نيست  وكفاره هم ندارد ؛  اما اگر  عمدٱ  وبا  اگاهى از فرا   رسيدن  حيض  تحريم  آن  وبا اختيار  ، با  زن  حائض آميزش  كرد  مر تكب  گناهى  كبيره  شده است ،  امام شافعى  هم  بـه كبيره  بودن  آن  تصريح  كرده است . بر او  واجب  است  كه تو به  كند ، ودر وجوب  كفاره  براو  دو نظر  وجود دارد .  در حديث  ابن عباس  ( رض )  آمده است  كه : پيامبر صلى الله عليه وسلم در باره مردى  كه با زن  حائض  خود آميزش  كرده  بود ،  فرمودند : «  يتصدق بد ينا رأو نصف دينار » (  يك  يا نصف دينار  صدقه دهد )  . (  صحيح سنن ابن ماجه : ۵۲۳ )،(  سنن ابو داود : ۲۶۱ / ۴۴۵ / ۱ )  ، (سنن  نسائى : ۱۵۳ / ۱ )، ( سنن ابن ماجه : ۶۴۰ / ۲۱۰ / ۱ ). مختار بودن شخص  (   در پرداخت نصف دينار  يا يك دنيار)  كه در حديث  آمده  به تفاوت  بين  اول  حيض وآخر آن  بر مى گردد .  به دليل  حديث  موقوفى  كــه از ابن عباس روايت  است  كه :

« إ ن أصابها  فى فور الدم  تصدق بدنيار  وإن كان  فى آخر ه فنصف دينا ر»

(  اگر در ابتداى حيض  بــا او  آميزش  كـــرد  يك دنيار  واگر  در آخر  حيض  با او آميزش  كرد نصف  دينار   صدقه  بدهد .) ( صحيح سنن  ابو داود : ۲۳۸ )، سنن ابو داود( عون المعبود ) : ۲۶۲ / ۲۴۹ / ۱)

نظر اطبا ء در مورقرابت جنسى  در مدت حيض

طب امروزى  بر اين امر معتقد است كه : « دوره  حيض  با وصف آنكه  يك امركاملآ طبعيى ميباشد براى زنان  موجب درد هاى  مختلف ميگردد . در زمان حيض عادتٱ دگرگونى هايى  در مزاج  زنان به مشاهد رسيده ، در تمام بدن  احساس كرفتگى  نموده  ودر د هاى  شديدى  را در كمر  احساس  مى نمايند .

بر  علاوه  درد هاى  ديگرى  نيز  ديده ميشود  كه همه در ذات  خود  از جمله  اعراض  حيض  به حساب  ميرود.اگرچه از لحاظ  علمى  حيض  را نميتوان  مرض مسما نمود  اما خطرات آن  از مرض  كمتر  نيست  زيرا زن  درد هاى  در دوران  حيض   احساس   مى كند  كه به ضعف  شديد جسمانى مبتلا ميگردد . وبرخى از اوقات شدت اين   درد ها در عده از زنان  موجب   ايجاد قولنج ها  گرديده  وزياتر  وقت  با اعراض هيسترى  همراه  گرديده  وبه  بيهوشى مى انجامد.

هـــــدف از   توضحي اين  نكات  به منظور آنست  كه فقط زن است  كه در معرض  تمام  اين مشكلات  قرار گرفته است.همچنان كلمه «  آذى»  كه در آيه متبركه  ذكرى از آن بعمل امده  است  مفهوم   پليدى  خون وكثافت محل را ميرساند كه  مرد  مهذب   را به دورى از آن واميدارد.

  بايد  تذكر داد  كه تر شحات  بدن انسان به دونوع  تقسيم ميگردد : يكى از آنها داراى  فايده  وبه نفع  جسم  انسان است ، مانند تر شحاتى  كه به هضم  غذا ويا تناسل وتولد  كمك  مينايد  ويا تر شحات كه داخلى  كه  جهاز  وبا فتهاى جسم  را تنظيم  ميكند اين  نوع تر شحات براى  حيات و دوام  آن ضرورى  ،  وبدون  ضرر  مى باشد.

نوع دوم تر شحاتى است  كه بدون  فايد است  ولازم  آن را از جسم دور ساخت ، اگر اين مواد كه سمى است   در بدن  باقى بماند ، به جسم زيان  ميرساند  . مانند ادرار  ومدفوع ، عرق  وحيض و...

خـــون حيض كه خون فاسد ونجسى است ، از جمله ترشحات مضره بحساب آمده  و بايد  از بدن  خارج گردد   ، اين خون   دارائى  ميكرو بهائى  است كه   نه تنها موجب درد ها براى زن  ميشود  بلكه اگر عمل جنسى  در اين  مدت صورت بپذيرد  موجب  التهابات  حـاد  اعضاى  تناسلى  مرد نيز  ميگردد. زيرا  ميكروب  بداخل  قنات  بولى   راه يافته  وبعضٱ مثانه  وهر دو  حالب  را  نيز  مصاب مى سازد ؛ ودر برخى از اوقات التهابات به غده كوبر ، پروتستات ،  غده هاى  توليد كننده منى ، خصيه  ها وبريخ  نيز سرايت ميكند.

التهاب  قنات  بولى  موضوع ساده نيست  بلكه  درد هاى وعوارضى  برشخص مى گذارد  كه طاقت فرسا  ميباشد.
وبرخى از اوقات   همين التهابات  مانع  دفع ادرار ميگردد . ويا هم انسان را به درد  هاى  شديد  مواجه مى سازد ؛كه تحمل   ناپذير است. اين التهابات  با افرازات  شديد مذى  همراه بوده  كه در حالات  پيشرفته  با خون  توأم  ميشود. وموجب تب، لرزه ودر نهايت  موجب  ضعف  جسمى ميگردد. اگر اين التهاب مجرى  خلفى را مصاب  سازد اندازه چرك  با خون  اميخته گرديد  و زمينه ادرار را  به مشكلات  مواجه ساخته وانسان  به درد هاى شديد مواجه ميگردد ، جسم ضعيف  شده ومـوجب كم اشتها ى ميگردد ، واكثرٱ  اين وضعيت با تب وسرعت ضربان قلب  دوام مى يابد ودر  زياتر  از موارد  به مرض مزمن  مبدل ميگردد وخطرات  ديگرى را از جمله التهابات حشفه وقلفه  را بوجود اورده ، ودر نهايت  در بسيارى موارد  موجب عمليه قطع ذكر مى انجامد  تا  از مسموم شدن  ساىر  بدن جلو گيرى  بعمل ايد.               

آنچه تا اكنون ذكر  نموديم  به سبب  التهاب  بيسط  در مجرى  بولى  ميباشد وبعيد نيست  كه  اگر  التهاب  به حالب  ها  وقاعده  كليه  ها سرايت كند و مانع  پايين شدن   بول  گردد اين عمل در قدم نخست   موجب تسمم خون شده وخطر حتمى مرگ در قبال دارد.

امورى كه در حال حيض مباح است:

در حدیث متبرکه  از انس بن مالك  (ر ض )  روايت  است كه : « زنان  يهود  زمانيكه   دوره  حيض  شان فرا ميرسيد ،  آنان را از خانه بيرون  ميكردند   واز خوردن ونوشيدن  با او دورى مي نمودند ، صحابه كرام  اين  مساله را از  پيامبرصلی الله علیه وسلم  پرسيدند .  در جواب  سؤال  صحابه  اين آيه متبركه  نازل شد: « ويسأ لونك عن  المحيض  قل هو  أذى .. »  تـا آخر آيت ، پيامبرصلی الله علیه وسلم  بعـــــد از قرائت  اين آيه متبركه فرمود :« با زنــــان حايئض  در يك خانه زندگى  كنيد  وهر كارى  ديگرى را انجام دهيد  الا جماع » ( اين حديث را مسلم ، نسائى ، ابو داود ، ترمذى ،  وابن ماجه  روايت كرده است .)

نــفــاس چيست:

نفاس خونى  است كه بعد  از ولادت  يا بعد از خروج  اكثريت حصه طفل  (  ولو سِقط هم باشد)  از  شر مگا ه زن  خارج ميشود. 

حد  اعظم  مدت  نفاس  چهل روز  ، حد اقل  ندارد وثبوت  آن به نشا نه ء  ديگرى غير از  ولادت  محتاج   نيست . ( امام شافعى رح )  حد اعظم  مدت نفاس را شصت روز وحــــد اكثر آنرا چهل  روز   معرفى داشته است  در حاليكه امام مالك  حد اعظم  نفاس را شصت  روز  معرفى نموده است .

از أم سلمه ( رض)  روايت است  : « كانت النفسا ء تجلس على عهد رسول الله صلى الله  عليه وسلم أربعين  يوما  »«  نفسا ء » ( زنانى كه وضع حمل  مى كنند )   زمانى  پيامبر صلى الله عليه وسلم  چهل روز  مى نشستند  (  يعنى  نماز وروزه  را داد  نمى  كردند )( صحيح سنن ابن ماجه  ،  (۵۳۰  )، سنن ابو داود  ( عون المعبود) : ۳۰۷  / ۵۰۱ / ۱ )  ، (   سنن الترمذى  ) ۱۳۹ /  ۹۲ / ۱ )  (  سنن ابن ماجه  ۶۴۸ / ۲۱۳ / ۱  )

استحـاضـــــه:

استحاضه  عبارت از جارى شدن  خون  از قسمت  پايين رحم   در غير وقت  حيض  ونفاس پس  هر خونى  كه بيشتر از مدت  حيض  يا نفاس و يا كمتر از حد اقل  آن ،  ياقبل  از سن  حيض كه نه سالگى است ، بيايد   استحاضه  ميباشد. قبل  از سن  حيض كه نه سالگى است ، بيايد   استحاضه  ميباشد .

يادداشت :

اگر زن  مستحاضه  اى  بالغ  شد  وتوانايى  تشخيص  دادن  ( خون  حيض وغير آن ) را نداشت ، بــــــــه  عادت  رايج  در زنان   خويشاوندش )  مراجعه  كند ، به  دليل  فرموده  پيامبر  صلى الله عليه وسلم  به  حمنه  بنت جحش :« إنما هذ ه  ركضة من ركضات الشيطان  فتحيضى ستة أ يام أو سبعة  فى علم الله ، ثم اغتسلى ، حتى إذا  رأ يتأ نك  قد طهرت  واستنقيت  فصلى أربعا وعشرين  ليلة أ و ثلا ثا وعشرين  وأ يا مهن  ، وصومى  فإن ذلك يجزيك  وكذلك  فافعلى فى كل  شهر ،  كما تحيض النسا ء  وكما  يطهر لميقات حيضهن وطهرن»« اين ضربه اى  از ضر بات  شيطان  است ، وتو شش  يا هفت روز را (خدا مدت آن  را مى داند )   حيض  حساب كن  ،  سپس  وقتى  ديدى  كه پاك شدى  ، غسل  كن ،  بيست  وچهار  يا بيست  وسه  شبانه  روز  نماز بخوان  وروزه  بگير ، اين تو  را كفايت  مى كند ،  ودر  هر  ماه اينچنين  عمل كن ،  همانطور كه زنان  در  او قات  مشخصى حيض  وپاك  مى  شوند » .

 ( سنن ابود داود (عون المعبود ) : ۲۸۴ / ۴۷۵ / ۱ )، سنن الترمذى: ۱۲۸ / ۴۷۵ / ۱)، ( سنن  ابن ماجه : ۶۲۷ / ۲۰۵ / ۱ )  

 احكام  مستحاضه:           

آنچه بر زن  حايض  حرام  مى شود  بر مستحاضه حرام نيست .  ولى  بر  زن  مستحاضه  واجب  است  كه بــــراى  هر نمازى وضو  بگيرد ؛   به دليل  فرموده  پيامبرصلى اله عليه وسلم به  فاطمه  بنت أبى حبيش : « ثم تو ضي لكل صلاة»
( سپس  براى  هر نمازى  وضو بگير )(صحيح سنن ابن ماجه : ۵۰۷ )، (سنن ابو داود(  عون  المعبود )  : ۱۹۵ /۴۹۰ / ۱ ( سنن ابن  ماجه :  ۶۲۴  / ۲۰۴ / ۱ )

سيلان الـــرحم :

سيلان  الرحم  عبارت از حـالت است كه :  از فر ج زن   رطوبتى به رنگ  سفيد  يا زرد  بطور مرتب وپيهم  خارج ميشود . احكام سيلان  الرحم  مانند  احكام  استحاضه  ميباشد. زن مبتلا  به سيلان  الرحم  بايد  نماز بخواند ، روزه  بگيرد وقرآن  را تلاوت  كند . البته  براى هر نماز  وضوى  جداگانه  گرفته  هنگام  استنجا ء  فرج خود  را خوب  پاك  بشويد.



حسن خا تمه :

در اخير این مبحث،  منحيث  حسن  خاتمه از پروردگار  با عظمت  ميخواهم كه اول مرا وبعدآ سایر نویسندگان محترم مارا  هدیت فرمایند که در تفسیر کلام الهی با امانت داری وفهم قرآنی و انسانی برخورد نموده واز استهزا واهانت جلوگیری بعمل  ارند  .

واخر  دعوانا  أن الحمد لله رب العالمين































 

منــابـع عمده :

 کتاب روح الدين الاسلامى: نوشته: عفيف عبد الفتاح طباره

تفسير كابلى،

صحيح مسلم، 

صحيح بخارى،

رياض الصالحين،

اركان و شرايط واحكام نكاح، تأ ليف: مولوى داكتر محمد  سعيد « سعيد افغانى » 

 

زنــان  شـــما گشـتــزار شما  انـد؟

تتبع ونگارش :  الحاج امین الدین «  سعیدی- سعید افغانـی»

مـدیــــر مرکـــز مطالـــعـــــات ستراتیژیکی افـغـان و

مسؤل مرکـــز فـــرهــنگی دحــق لاره جــــرمــنی

 

 

 

ادرس ارتباطي- ایمیل: saidafghani@hotmail.com

بخش نظرات براي پاسخ به سوالات و يا اظهار نظرات و حمايت هاي شما در مورد مطلب جاري است.
پس به همين دليل ازتون ممنون ميشيم که سوالات غيرمرتبط با اين مطلب را در انجمن هاي سايت مطرح کنيد . در بخش نظرات فقط سوالات مرتبط با مطلب پاسخ داده خواهد شد .

شما نيز نظري براي اين مطلب ارسال نماييد:


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی